دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٥٣
نويسنده كتاب در ادامه به آفات نظريه مقابل خود مىپردازد و يكى از آفتها را تبديل توحيد به شرك بيان مىكند:
«وقتى بهبود زندگى فرد و اجتماع و مديريت مطلوب دنيا، پا به پاى آخرت و خدا، هدف و منظور دين قرار گرفت و مورد علاقه و عقيده شد، از آنجا كه به طور كلى اهداف و معبودهاى بشرى منضم شده به خداوند يكتا، محسوس و مأنوس انسانها و در دسترس آنها قرار مىگيرد و راحتتر و زودتر مورد توجه و تمايل واقع مىگردند، اخلاص در دين و عبوديت خدا در محاق رفته، پس زده و فراموش مىشود و بدين وسيله توحيد، تبديل به شرك- با همه آثار و مظالم و مفاسد هلاكت بار آن- گرديده، ديانت و ديندارى از اصالت و خاصيت مىافتد.»[١]
آياواقعا ايننظر كه دين هم براى سعادت دنيوىآمده و همبراى سعادت اخروى، موجب تبديل توحيد به شرك مىشود؟! و آيا موجب مىشود كه اخلاص در دين و عبوديت خداوند فراموش گردد؟! ما بر اين باوريمكه انسان دو زندگىدنيوى و اخروى بيگانه از هم ندارد، بلكه يك زندگى پيوسته دارد كه شامل دو مرحله دنيوى و اخروى است. نكته قابلتوجه آنكه، زندگى اخروى و سعادت آن، عكسالعمل زندگى و شيوه زيستن در مرحله دنيوى خواهد بود. بنابراين، دين علاوه بر آنكه تعاليمى را براى زندگىاخروى و سعادت آنجهانىآورده نسبت به زندگىدنيوى نيز بيگانه نبوده و براى آن برنامه دارد و خطوط كلى و شئون مختلف آن را ترسيم كرده است. در واقع؛ تعاليم اخروى ناظر به زندگى دنيايى است؛ چرا كه آخرت انسان محصول و نتيجه عملكرد زندگى دنيوى اوست. بنابراين، نه تنها نظريه «دين براى سعادت دنيا و آخرت» منجر به شرك نمىشود بلكه
[١] - مهدى بازرگان، همان، ص ٩٢.