دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٤٥
سفارش شده است.[١] سيره پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نيز چنين بوده كه هم به مسائل معنوى و عبادى مىپرداختند و هم به كار و كوشش و فعاليتهاى اقتصادى و بهرهگيرى از نعمتهاى دنيوى و حضور در مسائل اجتماعى، سياسى اهميت مىدادند و اصحاب آنان نيز مانند ابوذرها و سلمانها ... همين سيره را دنبال مىكردند. در واقع؛ بين دين و دنيا جدايى قائل نبودند بلكه مسائل اجتماعى و سياسى و اقتصادى را جزء عبادت محسوب مىكردند.[٢]
در تاريخ اسلام ثبت است كه پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)، در مواردى كه مشاهده مىكردند عدّهاى اين رويه را ندارند و فقط به عبادت و يا فقط به مسائل مادى و دنيوى مىپردازند، آنها را مورد سرزنش شديد قرار مىدادند و كسى را كه دنيا را فداى آخرت و يا آخرت را فداى دنيا كند، مسلمان واقعى نمىدانستند. آيات و رواياتى كه در بىاعتبارى و ناپايدار بودن دنيا مطرح است هيچ تأييدى براى كسانى كه از جمله صوفيه جداى دين و دنيا را مطرح مىكنند نيست؛ چرا كه آن آيات و روايات، برترى و جاودانگى عالم و نعمتهاى آخرت را مطرح كرده و هيچ مخالفتى با استفاده كردن و بهرهگيرى از نعمتهاى دنيوى ندارد. بلكه آنچه مورد سرزنش قرار گرفته، غوطه ور شدن در دنيا و فراموش كردن سعادت دنيوى و اخروى است.[٣]
عجيب آن است كه صوفيه و افرادى مانند آنان، اعمال خود را مطابق زهدى كه در اسلام مطرحشده، مىدانند و زهد اسلامىرا منافى بهرهگيرى از نعمات دنيوى مىشمارند. بطلان اين سخن نيز روشن است. چنانكه ائمهاطهار (ع) مطرح كردهاند؛ زهد يك امر قلبى است و منافاتى با استفاده
[١] - سوره قصص، آيه ٧٠.
[٢] - عميد زنجانى، پيشين، ص ٣٩.
[٣] - كلينى، الفروع من الكافى، ج ٥، صص ٧١- ٧٠.