دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٣٧
در بحث ارتباط دين و دنيا به اين مسأله پرداخته مىشود كه آيا رابطهاى بين دين و دنيا وجود دارد و يا خير؟ و اگر رابطهاى وجود دارد مقدار آن تا چه حد است؟ به عبارت ديگر؛ آيا دين به امور دنيوى و اجتماعى هم توجه دارد يا از امور دنيوى مانند قضاوت و سياست و حكومت و اقتصاد و ... جداست؟ دو ديدگاه كلى در اين مورد وجود دارد كه يكى به جدايى دين از دنيا پرداخته و هر گونه ارتباطى را نفى كردهاست و ديگرى قايل به ارتباط بين دين و دنيا و معتقد به پيوند مسائل دنيوى و اجتماعى مانند قضاوت و سياست و اقتصاد و ... با دين است.
١) نظريه جدا انگارى دين و دنيا
اين ديدگاه به جدايى دين از امور دنيوى مانند قضاوت، سياست، اقتصاد و به طور كلى امور دنيوى و اجتماعى معتقد است و هر گونه رابطهاى را مردود مىشمارد و حوزه دين را به رابطه فرد با خدا و يا رابطه اخلاقى با ديگران محدود مىكند.
ايننظريه كه به سكولاريزم معروفاست، لااقل دو مشخصّه بارز دارد:
يكى جدايى دين از دنيا بهطور عام، كه دين را از هرگونه دخالت در شئون