دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١١٧
مىكند و كشف روشهاى جزئى را برعهده علم و عقل و تجربه مىگذارد.
خلاصه آنكه اين طور نيست كه هر كس كار اصلاحى انجام داد، از جمله پيامبران الهى، مقامش تا حد ماركس و گاندى و امثال آن تنزّل يابد.
بايد توجه داشت كه اصلاحات پيامبران الهى قابل مقايسه با اصلاحات متفكّران بشرى نيست؛ چرا كه تمام اصلاحات و برنامههاى پيامبران الهى براى رسيدن به هدفى بالاتر كه همان تكامل معنوى است، صورت مىپذيرد. اصلاحات افراد بشر در محدوده دنيا و براى زندگى دنيوى صورت گرفته مىگيرد و هدف نهايى نيز رسيدن به دنياست، در حالى كه هدف نهايى در نزد دين و انبياى الهى تقرب به خدا و كمال نهايى است.
وسيلههاى رسيدن به اين هدف برخى فردى، شامل عبادتهايى مانند نماز، روزه و ... و برخى اجتماعى، شامل انفاق، احسان و مانند آن مىشود. دين شامل هر دو وسيله مىشود تا فرد راه سعادت را طى نمايد.
بنابراين دين و انبياء علاوه بر آوردن عبادتهاى فردى، به اصلاح روابط اجتماعى براى رسيدن به هدف نهايى پرداختهاند. آيا انفاق، امين بودن، راست كردار بودن، ستم نكردن به يكديگر و صدها دستور شرعى كه در رابطه با همنوعان و جامعه مطرح است و هم جنبه معنوى دارد و هم جنبه تحول آفرينى و اصلاح افراد، دور از شأن انبياست؟!
٢) آيا دين از حكومت وسياست جداست و حاكميّتاز آن خدا نيست؟
آقاى بازرگان در كتاب خود اين مسأله را دنبال مىكند كه سياست و حكومت مورد توجه قرآن و دين و رسالت انبياى الهى قرار نگرفته و اصولًا دين، كارى به حكومت ندارد؛ چرا كه نبوت و حكومت دو مسأله يا دو مشغله جداگانه بوده[١] و بين آنها پيوندى وجود ندارد:
[١] - مهدى بازرگان، همان، ص ٢٩.