دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٥٢
لژهاى فراماسونرى در ادعا به عنوان يك تجمع خيرخواهانه براى برآوردن اهداف انساندوستانه قلمداد مىشد و به ايجاد مؤسسات خيريه براى اعضاى خود اقدام مىكرد. ولى در عمل اهداف سياسى و اجتماعى را دنبال مىكرد. استعمارگران با بسط و توسعه اين گونه تجمعات در مستعمرههاى خود، از آنها به عنوان پايگاههاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى استفاه مىكردند، در واقع؛ اين تجمعات به صورت عوامل نفوذ فرهنگ و سياست كشورهاى بيگانه و تبليغ سياست آنها در آمده بود.[١]
مبانى فكرى و نظرى فراماسونرى چيزى جز ليبراليسم و اومانيسم عصر جديد نبود كه با برخى از ادعاها و اعتقادات نژادپرستانه پهلوى پيوند خورده و معجونى از آداب و افكار و اعتقادات در جهت ضديت با معنويت، دين، اخلاق و ... پديد آورده بود.[٢] استعمارگران نيز با رواج تفكّرات غربى از جمله سكولاريزم، در بين اعضاى انجمن، به اهداف خود مىرسيدند.
فراماسونها از اواسط دوره قاجاريه به بعد پس از دريافت تفكّرات غربى بر تمامى شئون اجتماعى ايران دست انداخته توانستند نبض سياست، فرهنگ، اقتصاد و ارتش را در دست گيرند و به ترويج افكار خود كه بر گرفته از تفكّرات غربى بود بپردازند. بىخدايى، دموكراسى غربى، آزادى اقتصادى و جنسى، اظهار نفرت از مسلمانى و ايرانى و شرق بودن، انزجار از خط فارسى و انزجار از مذهب و ... وجه مشترك آنان بود. با اين تفكّرات، ديگر جايى براى آمدن دين در صحنه اجتماعى نبود. لذا آنان به تبليغ تفكّر سكولاريزم همت گماشتند.[٣]
[١] - حسين مير، تشكيلات فراماسونرى در ايران، صص ٢٣ و ٢٢.
[٢] - شهريار زرشناس، پيشين، ص ٣٣.
[٣] - همان، ص ٣٣ و حسين مير، پيشين، ص ٢٢٣.