دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٣٦
«ابراهيم خليل، وقتى با نمرود مدعى ربوبيّت و ملكويّت روبهرو مىشود، سخنى جز پرستش خدا و كارى به پادشاهى او ندارد ... موسى كه زيرنظر خدا در دامن و دستگاه فرعون بزرگ گشته و به حمايت همكيشان مظلوم، عليه قبطيان برمىخيزد، تحت تعقيب قرار گرفته، فرارى مداين مىشود و سپس مبعوث به پيغمبرى و مأمور به دربار فرعون براى نجات بنىاسرائيل مىگردد كه رهبر دين و دنياى مصريان و نيرومندترين مستكبر جهان است. موسى مانند ابراهيم كارى به امپراتورى و قصد سرنگونى فرعون را نداشته، به جاى تندى و تخاصم و توهين، به دستور خدا روش «
فَقَولا لَهُ فَوْلًا لَيْنا
» را پيش مىگيرد و مطالبه رهايى بنىاسرائيل را مىنمايد.»[١]
نويسنده كتاب در جايى ديگر بيان مىدارد: «دستورى نمىبينم كه مثلًا به موسى گفته باشد: برو در برابر فرعون مصر، دولت مقتدرى از بنىاسرائيل و از ملتهاى رقيب تشكيل بده، يا وقتى پيش فرعون رسيدى، با اژدها و يد بيضايت او را از تخت به زير انداخته، سرجايش بنشين و دهان كسى را كه ادعاى
انَا رَبُّكُمُ الْاعْلى
، كرده است، خرد كن.»[٢]
بررسى تاريخ پيامبران و آيات مربوط به آنان در قرآن، بيانگر تشكيل حكومت توسط تعدادى از پيامبران است. حضرت سليمان از پيامبرانى است كه حكومت مقتدر و با عظمتى را با عنايت خداوند تشكيل داد.
«گفت: پروردگارا! مرا بيامرز و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچكس نباشد، كه تو بسيار بخشندهاى»
پس ما باد را مسخّر او ساختيم تا به به فرمانش به نرمى حركت كند و هرجا كه مىخواهد برود.»[٣]
[١] - مهدى بازرگان، همان، ص ٢٦.
[٢] - همان، ص ٨٧.
[٣] - سوره ص، آيات ٣٥ و ٣٦.