دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٥٦
مخلوق آمال و افكار بشرى است، وقتى مردم مؤمن، مخصوصا جوانان پرشور و اميد، مواجه با ناتوانى و عجز اديان گردند و ببينند كه متصديان و مدافعان ناچار مىشوند كه به اصطلاح و التقاط يا اعتراف به عجز بپردازند، نسبت به اعتقادات خود سرد و بدبين مىگردند.»[١]
مؤلف محترم در بيان اين مطلب دچار دو خطا و اشتباه شده است.
اولًا؛ به انگيزه مشكل بودن مسأله، حذف آن را پيشنهاد كرده است كه خطاى حذف به جاى حل ناميده مىشود.[٢] در حالى كه براى آنكه انصراف از دين و سلب اميد و ايمان پيش نيايد، بايد مسأله را روشن سازيم و مورد بررسى قرار دهيم. اينكه مىگوييم" دين براى زندگى دنيوى و اخروى برنامه دارد"، به اين معنا نيست كه دين آمده تا به تمام سؤالات علمى، مانند فيزيك، شيمى، رياضيات و سؤالات نوظهور علمى انسان پاسخ دهد. اگر چنين باشد ديگر كاركرد عقل و تفكّر و تحقيق در كجاست؟ و چرا ديگر اين دين اين همه روى تحقيق و علم آموزى تأكيد مىكند؟ بنابراين اين گونه مسائل بر عهده عقل نهاده شده است.
آنچه ما از نظريه دين براى دنيا و آخرت مدنظر داريم آن است كه دين فقط يك امر عبادى و اخروى صرف نيست، بلكه علاوه بر آن، سياستهاى كلى حاكم بر شئون اجتماعى، سياسى، حقوقى، اقتصادى و ... را معيّن مىسازد. بنابراين، دين در آنچه كه در سعادت فرد مؤثر است نظر خاصى ارائه داده و در برابر آن سكوت نكرده است.
ثانيا؛ افرادى عاجز از شناختن و پاسخگويى به مسائل شدند، آيا اين عجز را بايد به حساب دين نهاد يا اشخاص؟ در واقع؛ اين عجز اشخاص و متديّنان است نه عجز دين و نبايد عجز اشخاص را بهحساب دينگذاشت.
[١] - همان، ص ٩٤.
[٢] - ر. ك. به: فرامرز قراملكى، جهتگيرى دعوت انبيا، ص ٥١.