دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٦٤
٣- چيستى وظايف حكومت و چگونگى حكومت.
ايشان در جاهاىمتعدد، وجود و ضرورتحكومترا در متندين منكر مىشود، حال فرض را بر اين قرار مىدهد كه اگر روزى حكومتدينى به دست مؤمنانناب تشكيلشد، اينگونهبايد حكومتكنند. چنانكه بيانشد ايشان حكومت رهبران شريعت و مذهبى را مردود مىدانست و معتقد بود كه يكى از آفات، آن است كه دين و دولت به دست رهبران شريعت افتد.[١] ولى در اينجا حكومت مؤمنان ناب را مىپذيرد. گويا از ديدگاه آقاى بازرگان، رهبران شريعت و دين نمىتوانند از مؤمنين ناب و خالص باشند.
اما درباره حاكم، ما معتقديم اسلام و اديان الهى نسبت به آنچه در سرنوشت و سعادت بشر تأثير دارد، از جمله طرز حاكميّت و حكومت و سياستهاىحكومتى، نظر خاصى ارائه دادهاست. در واقع؛ در خصوص حق حاكميّت و طرز حكومت، سياستهاىكلى را بيان كرده است.
اشتباه ديگر ايشان (چنانكه قبلًا هم متذكر شديم) آن است كه دولت و حكومت را مساوى قدرت و زور و نيروى قهريّه بيان مىكند و وظيفه حكومت و دولترا محصور در مبارزهبا تجاوز و تأميننظم مىداند. بديهى است كه نه دولت در زور و قدرت خلاصه مىشود و نه وظايفآن منحصر به تأمين نظم و مبارزه با تجاوز مىگردد، بلكه دولت و حكومت علاوه بر مبارزه با تجاوز، وظايف مهمترى بر عهده دارد كه بايد به آنها بپردازد، از جمله: تعليم و تربيت و آمادهسازى زمينه رشد و تكامل افراد جامعه، ساماندهى فعاليتهاى اقتصادى و فرهنگى، حفظ عظمت و عزت كشور و افراد جامعه، حفظ و حراست از منابع ملّى، استفاده صحيح از آنها و ....
ايشان در مطالبفوق مىگويد كه زور و قدرت در برابر عقيده و عشق و عبادت بسيار بىجاست. ما نيز قبول داريم كه ايمان و عقيده يك امر قلبى است و اكراه و اجباربردار نيست و نمىتوانكسى را به ايمان آوردن بهاسلام
[١] - همان، ص ٩٤.