دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٥٥
آيا براستى جريان مغرب زمين و نابودى معنويت، به خاطر تفكّر «دين براى دنيا و آخرت» بوده يا محصول تفكّر سكولاريزم و جدا كردن نقش دين در عرصههاى اجتماعى؟!
وقتى نقشدين را از عرصههاىسياسى، اقتصادى، اجتماعى و ... حذف مىكنيم و به برنامهها و خطوط كلىاى كه از طرف دين مشخص شده توجه نمىكنيم، طبيعى است كه علىرغم آن همه پيشرفت و اختراعات و اكتشافات صورت گرفته، توفيق در آغوش گرفتن شاهد مقصود را نخواهيم يافت و هر روز نسبت به روز قبل سردرگمتر خواهيم شد.
به همين خاطر معتقديم كه بايد برنامههاى دين و شئون اجتماعى و سياسى ... آن جدى گرفته شود تا سعادت دنيا و آخرت تأمين گردد وگرنه همان بلاى مغرب زمين بر سر جوامع اسلامى نيز فرود خواهد آمد.
١١) آيا تفكّر «دين براى دنيا و آخرت» موجب سلب اميد و ايمان مردم مىشود؟
آقاى بازرگان دومين آفت و انحراف نظريه «دين براى دنيا و آخرت» را سلب اميد و ايمان ذكر مىكند و مىنويسد:
«انصراف از دين و سلباميد و ايمان مردم نسبت بهدين، در اثر ناتوانى دين و شريعت در جوابگويى به مسائل بىشمار و نوظهور علمى و انسانى و حل مشكلات دائم التزايد فردى و اجتماعى دنيا است. از آنجا كه مكاتب توحيدى و رسالت انبيا و شريعتها، نه براى جوابگويى به مسائل علمى و عملى جهان بىنهايت گسترده و مرموز بهوجود آمده است و نه به منظور درمان دردهاى آدمى و مشكلات دنيايى نازل گرديده است و چنين انتظار و ادعا، پشتوانه محكم و مستندى در كتاب و سنّت نداشته، صرفا