دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٠٠
حكم شرعى نيست؛ چرا كه مراجعه به فقها براى دريافت حكم شرعى در زمان غيبت امرى بديهى است و اين موضوع نمىتوانسته مشكل و بدون پاسخ براى نويسنده بوده باشد. بنابراين مقصود از مراجعه در حوادث واقعه به فقها، آن است كه در حوادث و مسائل اجتماعى اين فقها هستند كه بايد وظيفه و تكليف مردم را بيان و مردم نيز به نظر علما رجوع كنند.
حضرت ولى عصر (عج) در بخش دوم روايت، فقها را حجّت خويش بر مردم و خود را حجّت خدا بر ايشان معرّفى مىنمايد. معناى حجّت بودن امام از طرف خدا آن است كه علاوه بر مرجعيّت دينى و بيان احكام الهى، تدبير امور مسلمين و اداره جامعه اسلامى و ... برعهده اوست و بر مردم لازم است در اين امور از حجّت خدا اطاعت كنند. امّا در زمان غيبت كه دسترسى به حجّت خدا ممكن نيست، حضرت ولىعصر (عج)، فقهاى شيعه را بهعنوان حجّت و نايب خود معرفى و اختيارات خود را در اداره جامعه اسلامى و تدبير امور مسلمين و مرجعيّت دينى و ...، به فقها واگذار مىكند. بنابراين مىتوان در بخش دوم بدين صورت نتيجهگيرى كرد:
الف) امام زمان (عج)، حجّت خداوند است (و انا حجة اللّه).
ب) حجيت امام زمان (عج) مطلق است و محصور به تبيين احكام شرعى نمىشود، بلكه تدبير امور مسلمين، قضاوت و آنچه مربوط به سياست و حكومت است نيز شامل مىشود.
ج) در حوادث و رخدادهاى سياسى و مسائل اجتماعى بايد به حجّت رجوع كرد.
د) فقها از طرف امامزمان (عج) به عنوان حجّت آن حضرت براى شيعيان معرفىشدهاند.
بنابراين، فقها علاوه بر مرجعيّت دينى، مرجعيّت سياسى و اجتماعى و تدبير امور مسلمين و ... را از طرف امام زمان دارا مىباشند.[١]
يكى ديگر از رواياتى كه در بحث ولايت فقيه مورد استناد و توجه قرار گرفته است روايتى است كه مرحوم شيخ صدوق از اميرمؤمنان على
[١] - ر. ك. به: مهدى هادوى تهران، ولايت فقيه، ص ١٠٩.