دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٢١
در حالى كه ائمه اطهار (ع) حكومت را از آن خداوند متعال و حاكميّت خود را برگرفته از اذن خداوند متعال مىدانستند و همواره از حقّى سخن مىگفتند كه خداوند به آنان عطا فرموده و افرادى نااهل آن را غصب كردهاند. بنابراين حقّ حكومت از سوى خداوند به ائمه اطهار (ع) اعطا شده، امّا اعمال آن، كه يكى از ابعاد امامت است مرهون شرايط و زمينههايى است كه متأسفانه چنينشرايطى براى اكثر ائمهاطهار (ع) فراهم نشد. بنابراين كنار ماندن امامانشيعه نمىتواند دليلى بر جدايى دين و امامت از سياست و حكومت باشد. اينگونه سوءبرداشت از رويدادهاى زمان ائمهاطهار (ع)، با ادلّه مشروعيّت الهى و نظريه انتصابى كه با دلايل عقلى و نقلى متقن و غيرقابل انكار ثابت شده، تعارض و تضاد دارد. در واقع، اين رويدادهاى تاريخى نمىتوانند آن ادلّه را مخدوش كنند.
نكته قابل توجه ديگر اينكه، براى نتيجهگيرى از يك رويداد تاريخى، بايد موقعيت، شرايط و اوضاع اجتماعى و سياسى آن رويداد و عوامل آن را مورد ملاحظه و بررسى قرار داد. نمىتوان با ديدن رويدادى، بدون بررسى عوامل آن، نتيجهگيرى كرد. اين گونه برخورد با رويدادهاى تاريخى خطاست و از يك محقق آگاه سر نمىزند. ولى متأسفانه آقاى بازرگان دچار چنين خطايى شده و با ذكر رويدادهاى تاريخى زمان امامان شيعه (ع)، بدون بحث و تفحّص كامل در شرايط و عوامل آن رويدادها، نتيجه جدايى دين از حكومت را گرفته است.
٤) بررسى رويدادهاى تاريخى
١- ٤) دلايل استنكاف اميرالمؤمنين على (ع) از پذيرش حكومت
نويسنده كتاب «آخرت و خدا» با استناد به روش حضرت على (ع) آن را دليل بر جدايى دين از حكومت قلمداد مىكند و مىنويسد: