دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٦٢
٢) جامعه و حكومت
وقتى انسانها دور هم جمع مىشوند و اجتماع را تشكيل مىدهند ضرورت وجود حكومت احساس مىگردد. ضرورت حكومت براى جامعه امرى بديهى و روشن به نظر مىرسد و كمتر كسى پيدا شده است كه منكر ضرورت حكومت باشد. با اينكه ضرورت و لزوم حكومت روشن است، امّا در اينجا به بعضى از ادلّه لزوم حكومت اشاره مىشود.
١- ٢) ضرورت نظم و امنيت
انسان با زندگى اجتماعى، نيازهاى مادى و معنوى خود را كه به تنهايى نمىتواند آنها را به دست آورد، تأمين مىكند. اين زندگى اجتماعى تا وقتى ادامه دارد كه نظم وامنيّت برقرار باشد و نظم و امنيّت نيز مرهون قانون و مقررّاتى است كه وظايف افراد جامعه را مشخصّ و سهم هر يك را در بهرهبردارى از امكانات، تعيين و از اختلافات جلوگيرى مىكند و باعث تداوم نظم و امنيّت و دوام جامعه مىشود.
نكته ديگر اينكه، وضع قانون و مقررّات، خود به خود امنيّت و نظم را به ارمغان نمىآورد، بلكه نيازمند دستگاه قدرتمندىاست كه اجراى آن را ضمانت كند. دستگاه ضامن نظم و امنيّت در جامعه همان حكومت است.
اگر نظم وامنيّت در جامعه حكمفرما نباشد، هيچ يكى از كارهاى اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و ... به سامان نمىرسد؛ در نتيجه جامعه دچار هرج و مرج گرديده و عاقبت به نابودى سوق داده مىشود.
٢- ٢) تصدّى كارهاى بىمتصدى
با پيشرفت زندگى اجتماعى، كارهاى بسيارى ايجاد مىشود كه هيچ فرد يا گروهى، توانايى انجام آنها را ندارند؛ از جمله: سرپرستى افراد و اطفال بىسرپرست، فعاليتهاى اقتصادى بزرگ مانند برق، آب و گاز رسانى، ايجاد مراكز درمانى، مراكز علمى، نگهدارى از مراتع، جنگلها و