دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٠٥
تجويز كرده باشد. گويى خداوند در اوامر الهى راه سعادت جاودانى را براى ما روشن و مبيّن ساخته است. در فرهنگ فارسى نيز مشروعيّت به كارى اطلاق مىشود كه طبق شرع و موافق اوامر شارع باشد.[١]
واژه مشروعيّت در علوم سياسى معنايى خاص دارد و بر حقانيّت حكومت و حاكميّت دلالت مىكند. تعاريف زيادى از مشروعيّت، در علوم سياسى ارائه شده است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
١- ارتباط استوار موجود ميان حاكم و فرمانبردار؛[٢]
٢- مطابقت نظام سياسى يك كشور با ارزشهاى مقبول آن جامعه؛[٣]
٣- توجيه عقلانى إعمال قدرت حاكم؛[٤]
٤- يكى بودن چگونگى به قدرت رسيدن رهبران و زمامداران جامعه با نظريه و باورهاى همگان يا اكثريت مردم جامعه، در يك زمان و مكان معيّن كه نتيجه اين باور، پذيرش حقّ فرمان دادن براى رهبران و وظيفه فرمان بردن براى اعضاى جامعه يا شهروندان است.[٥]
بر اساس تعاريف فوق مىتوان چنين نتيجه گرفت كه مشروعيّت، به ويژگى خاص در نظام سياسى اطلاق مىشود كه طبق آن رهبران جامعه حقّ حاكميّت و آمريّت و اعمال قدرت مىيابند و در مقابل، مردم ملزم به رعايت مقرّرات و فرامين آنان مىشوند.
بنابراين مشروعيّت به دو سؤال پاسخ مىدهد: نخست آنكه، به چه دليل فرد يا افرادى حقّ فرمان دادن به افراد جامعه را دارند؟ و دوم آنكه، چرا مردم ملزم به اطاعت از فرامين حكومت هستند؟[٦]
[١] - فرهنگ معين، ذيل« مشروع».
[٢] - عبدالوهابكتالى، موسوعهالسياسة، ج ٣، ص ٤٥١.
[٣] - نقيبزاده، سياست و حكومت در اروپا، ص ١١.
[٤] - لاريجانى، حكومت، مباحثى در مشروعيّت و كارآمدى، ص ١٥.
[٥] - ابوالحمد، مبانى سياست، ص ٢٤٥.
[٦] - ر. ك. به: واعظى، پيشين، ص ٣٢٢.