دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٥٩
حكومتى است كه احكام الهى حكومت كند نه هواهاى نفسانى اشخاص، حكومتى است كه متصديان آن، التزام عملى به احكام دينى و قوانين الهى داشته باشند و از جانب خدا منصوب به حكومت شده باشند.
حال آيا در اين چند نمونه، متصديان امر حكومت، التزام عملى به احكام الهى داشتند؟ بر چه اساس و ملاكى جناب بازرگان حكومت بنىعباس و بنىاميه را حكومت دينى قلمداد مىكند در صورتى كه خود معترف است چه ظلمهايى بر دودمان رسالت و شيعيان كردند و چه بدعتها و انحرافهايى كه در دين خدا ايجاد نمودند و دست خود را به كشتن امامان معصوم آلوده كردند.
آيا اين است حكومت دينى و آيا كسانى كه طرفدار حكومت دينىاند چنين حكومتهايى را طلب مىكنند و به دنبال آنند؟ در كجاى اين حكومتها، مىتوان تصوّر كرد كه سياست در ديانت ادغام شده و احكام الهى بر سياست پرتوافكنده است؟ يقينا احدى از طرفداران حكومت دينى و از جمله ائمهاطهار (ع)، حكومت امويها و عباسيان را حكومت دينى قلمداد نمىكنند و آنها را حكومتهايى فاقد مشروعيّت الهى مىدانند.
امّادربارهحكومت كليسا كسى منكر عملكرد بد كليسا و اربابانآننيست.
پديد آمدن رنسانس و تفكّر سكولاريزمدر غرب، مرهون عواملى است كه در بخشاول آن را بررسى كرديم و بهاين نتيجه رسيديم كه ناقص بودن و ناتوانى الهياتمسيحى در پاسخگويى به شبهات عقيدتى جديد، تحريف شدن عقايد مسيحيّت مانند تثليث، گناهفروشى، بهشتفروشىو ...، تعارض پيدا كردن كشفيات جديد با تفكّرات تأييدشده كليسا، علمستيزى، تحريف كتب آسمانى و فساد و دنياپرستى دستگاه كليسا، همه موجب تنزّل مقام كليسا و در نهايت رنسانس و رواج تفكّرات سكولاريستى شد. با پديد آمدن سكولاريزم، ابتدا دين از عرصههاى اجتماعى و سياسى كنار زدهشد و در