دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٦١
در بحث رابطه دين و سياست سؤال اساسى اين است كه آيا دين با سياست ارتباطى دارد يا بين آنها جدايى است؟ پيشتر در خصوص رابطه دين و دنيا مباحثى مطرح شد؛ سياست نيز جداى از امور اجتماعى و دنيوى نيست، امّا به خاطر اهميّت آن جداگانه مطرح مىشود. در واقع؛ مباحث قبلى نيز مقدمهاى براى همين بحث اساسى بوده است.
١) انسان و اجتماع
انسان موجودى است كه در اجتماع زندگى مىكند. عدّهاى علّت اجتماعى بودن انسان را ناچارى و اضطرار دانستهاند. نيازهاى انسان بىشمار و قدرت و امكانات و استعداد وى محدود است، لذا براى تأمين هر چه بيشتر نيازهايش، مجبور است در اجتماع زندگى كند و اگر اين نيازها نبود، به زندگى اجتماعى روى نمىآورد.
عدّهاى ديگر، انسان را مدنى بالطبع دانستهاند؛ زيرا اقتضاى طبيعت انسان اين است كه در جامعه زندگى كند و از زندگى فردى و جداى از اجتماع، گريزان باشد.