دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ١٤٥
«وَما عَلَيْكُمْ بوكيلَ»[١] كه دلالت بر مأمور و موكل نبودن و مسئول كفر و دين مردم نشدن آن حضرت مىنمايد. نازل كننده قرآن و فرستنده پيامبران، نخواستهاست و نمىخواهد كه آييناو جز از طريق اختيار و آزادى، با حفظ كرامت انسانى و با پستوانه ارشاد و علم ارائه و اجرا گردد. نام اسلام، هم ريشه با تسليم است ولى نه تسليم آمرانه و اجبارى، بلكه تسليم داوطلبانه، عارفانه و عاشقانه ...»[٢]
چنان كه ملاحظه شد آقاى بازرگان براى اثبات مدعاى خود به آياتى از قرآن كريم تمسك مىجويد و چنين نتيجهگيرى مىكند كه از ديد قرآن آنچه پيامبر اكرم (ص) وظيفه داشته، ابلاغ و انذار است نه موكل و مسيطر بودن بر مردم.
يكى از روشهاى غلط مراجعهبه قرآن آن است كه بعضىها نظريهاى را مىپذيرند و بعد براى تأييد آن به آيات قرآن رجوع و آنچه كه به ظاهر با ديدگاه آنان هماهنگى دارد، گزينش و به آن تمسّك و استدلالمىكنند. اين شيوه كه بدون مقايسه آن آيات را با آيات ديگر انجام مىگيرد، رجوع پيشداورانه به قرآن است و به قول علّامه طباطبائى نمىتواند تفسير باشد بلكه بايد نامش را تطبيق نهاد. شيوه صحيح آن است كه آيات با هم مورد مقايسه قرار گيرد؛ چرا كه منظور و معناى اصلىبعضى از آياتبا قرار دادن آنها در كنار آيات ديگر روشن مىشود. اين روش كه به دلالت و راهنمايى ائمهاطهار صورت مىگيرد، تفسير قرآن به وسيله خود قرآن است.[٣]
متأسفانه آقاى بازرگان در رجوع به قرآن دچار چنين خطايى شده و با ذكر تعدادى آيه و تمسّك به آنها، از دستهاى ديگر از آيات كه به آن اشاره
[١] - سوره يونس، آيه ١٠٨.
[٢] - مهدى بازرگان، همان، ص ٩٧.
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ١٣٣. يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بَعْضٍ.