تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٩٨
اينكه دانش امروز در اين زمينه قاصر باشد و نتوانسته باشد جميع عوامل ذى دخل را تحت محاسبه در آورد و يا اينكه در واقع و نفس الامر، حوادث رابطه زنجيرى نداشته باشند وقانون عليت دروغ باشد. بديهى است كه هيچ دليلى در كار نيست كه دانش امروز آخرين حد را طى كرده وجميع عوامل راشناخته است. لازمه واقعى بودن قانون عليت امكان پيش بينى در برخى موارد عدم واقعى بودن قانون عليت را نتيجه بگيريم، بلكه همين قدر بايد نتيجه بگيريم كه ما از وجود چنين عوامل قطعى اطلاعى نداريم يا از آن جهت كه اصلًا چنين عواملى وجود ندارد و ياآنكه وجود دارد و ما بى اطلاع هستيم.
اگر ما طرز تفكرحسى خود را در مورد قانون عليت به كنارى بگذاريم و اين قانون را به درستى بشناسيم، و بفهميم كه نه تصور اين قانون از راه احساس به ذهن وارد شده و نه تصديق ذهنى ما معلول و محصول تجربه است[١]، مىتوانيم بفهميم كه قانون عليت از شؤون «واقعيت مطلق» است خواه آنكه آن واقعيت، مادى باشد يا غيرمادى، و بنابراين هر عاملى كه به معلول خود واقعيت بدهد آن عامل، علت است و آن معمول، معلول و عليهذا فرضا نظريه آقاى جينز صحيح باشد و عامل تغيير و تبديلها و فنا و زوالهاى درون اتمها «تقدير واراده مافوقالطبيعى» بوده باشد باز خارج از قانون عليت نيست و علت اينكه ما وجود اين تقديرها را نمىتوانيم پيش بينى كنيم از آن جهت است كه قوانين خاص آن تقديرات در دست مانيست كه بتوانيم پيشبينى كنيم.
ولى حقيقت اين است كه مداخله مستقيم تقدير و اراده مافوقالطبيعى را در اين گونه حوادث كسى مىتواند باور كند كه با علوم الهى آشنايى نداشته باشد. ممكن است كسانى كه شخصا در اين زمينه اطلاعات كافى ندارند چنين بپندارند كه ما كه عقايدالهى داريم اعتراف دانشمند مبرزى مانند جينز را در مداخله مستقيم تقدير و اراده مافوقالطبيعى در برخى حوادث اين جهان با آغوش باز مىپذيريم و اين اعترافات را مويد نظريات الهى خود به حساب مىآوريم. ولى خواننده محترم از همين حالا مطمئن باشد- كه ما وجود اين گونه تقديرات و مداخلات مافوقالطبيعى را محال و ممتنع مىدانيم و اظهارنظرهاى جينز و ديگران را در اين زمينهها از بىاطلاعى ايشان به علوم الهى مىدانيم. ما در نظرياتالهى خود
[١] - براى اطلاع بيشتر مىتوان به مقاله پنجم از كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم مراجعه كرد.