تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥١
(مادر) آينده ممكن است شانه از زير اين تعهد خالى كند بدون آنكه لطمهاى به سعادت او وارد شود. براى مردان، انتخاب مادر اطفال خود از اين هم آسانتر و سادهتر خواهد بود.
كسانى كه مانند من معتقدند كه روابط جنسى فقط هنگامىمسأله اجتماعى و (قابل تجديد) محسوب مىشود كه طفلى به وجود آيد بايد مثل من اين دو نتيجه را بگيرند: اولًا عشق بدون بچه آزاد است (و ثانيا) ايجاد اطفال بايد تحت مقرراتى شديدتر از آنچه امروز هست قرار گيرد.[١]
(راسل) بعدا به حل يك مشكل اجتماعى ديگر نيز مىپردازد و آن مشكل بهبود نژاد بشر است. مىگويد وقتى روابط جنسى بر اين اساس قرار گرفت، اجتماع مىتواند فقط به زنان و مردان معينى كه از لحاظ شخصى و ارثى واجد شرايطى باشند اجازه توليد نسل بدهد، آن زنى كه پروانه توليد نسل دارد از مردانى كه از لحاظ ارثى ارجح شناخته شوند براى تخمگيرى و توليد نسل استفاده مىكند، در حالى كه مردان ديگرى كه عشاق خوبى خواهند بود از حق پدرى محروم خواهند بود.
راسل كمكم به گفتهها و پيشنهادهاى خود جنبه اخلاقى نيز مىدهد و به اندرز و موعظه مىپردازد، چون معتقد است يكى از ريشههاى اخلاق جنسى كهن حسادت است، مردان و زنان را به ترك حسادت توصيه مىكند، مىگويد:
«در طريقى كه من پيشنهاد مىكنم راست است كه زوجين را از وفادارى نسبت به يكديگر مبرّا مىدارم، اما در عوض تكليف دشوار منكوب كردن حسادت را به عهدهشان مىگذارم، يك زندگى هشيارانه بدون تسلط بر نفس غير ممكن است، در اين صورت بهتر است يك احساس شديد و مزاحم را چون حسادت تحت انتظام در آوريم و نگذاريم مانع نمّو عمومى احساسات عاشقانه بشود. اشتباه اخلاق قديمى در آن نيست كه كف نفس را توجيه مىكند بلكه در آن است كه در مورد استعمال آن اشتباه مىنمايد.»
مقصود راسل اين است كه قدما از لحاظ اخلاقى به كف نفس توصيه مىكردند، من نيز به كف نفس توصيه مىكنم، اما نظر قدما در كف نفس بر اين بود كه غريزه جنسى محدود گردد و نظر من به اين است كه جلو حسادت در امر جنسى كه نامش را غيرت گذاشتهاند گرفته شود،
[١] - زناشوئى و اخلاق، ص ١٢٢.