تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٣٥٠
اجزاء مىباشند يعنى هر فردى يك (كل) است كه از جمع اجزائى ساخته شده است، خصائص مجموعهها و كل با خصائص اجزاء معادل نيست و زياده دارد: مثلا يك گياه يا درخت با آنكه از اجزاء جمادى مركب است خاصيتى زائد بر مجموع خواص جمادى اجزاى خود دارد كه همان آثار نفس نباتى است، و همچنين است حال حيوان و انسان. و از اين جهت است كه با معلوماتى كه از خواص يك طبقه از موجودات داريم نمىتوانيم خواص طبقات ديگر را به قياس معلوم كنيم و در هر مورد مجبوريم تجربه و مشاهده خاص به كار ببريم. ...»
ايضا مىگويد:
«چون سير تحولى و تكاملى موجودات را به نظر مىگيريم مىبينيم بنابراينكه موجودات چندين طبقه هستند و هر طبقه چيزى دارد كه از خواص طبقه پيشين بر نيامده و بر آن مزيد شده است، پس نمىتوان گفت كه سير تكاملى موجودات فقط به تحول است بلكه در هر طبقه از موجودات امرى تازه احداث شده است. به عبارت ديگر فقط تبديل يك كار مايه (انرژى) به كارمايه ديگر نيست بلكه ايجاد كارمايه تازه هم واقع مىشود و قوه خلاقيت به كار مىرود و كارمايهاى كه تازه احداث شده معلولى نيست كه كارمايه قديم علت آن باشد. ...»
مسأله فلسفى (صور نوعيه) دو پايه دارد: يكى علمى و ديگرى فلسفى، و البته خود مسأله فلسفى است يعنى نوعى استنباط فلسفى است و از نظر ملاكى كه در مورد تشخيص مسائل فلسفى از مسائل غيرفلسفى در كار است- كه در جلد اول اصول فلسفه شرح داده شده است- اين مسأله، فلسفى است. ولى پايههايى كه اين مسأله بر آن بنا نهاده شده است يكى علمى است، يعنى مربوط است به حوزه علوم، و يك پايه ديگر آن در حوزه خود فلسفه است.
پايه علمى آن، شهادت علوم است به اختلاف خواص و آثار در موجودات فيزيك كه از قواى بى جان طبيعت بحث مىكند به نحوى شهادت مىدهد، شيمى از نظر ميلهاى تركيبى عناصر به نحو ديگر و علوم زيستى از نظر آثار حياتى (و مخصوصا از نظر اصالت نيروى حياتى و حكومت و تصرف آن در ماده و بالاخص قانون تكامل در جانداران از نظر پيشبردن موجود زنده به جلو) به نحو ديگر بر اين مدعا شهادت مىدهند. ما هر اندازه مطالعات خود را در اين زمينهها توسعه دهيم ماده استدلال ما از اين نظر تقويت مىشود.
پايه فلسفى مطلب تحقيق در اين جهت است كه اين آثار و خواص از وجود قوهها و