تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٩٤
مىگيرد. مبناى اين طرح هم با اختيار مختصرى كه ما در زندگى داريم توافق دارد. با پذيرفتن اين مطالب ايمان مىآوريم كه آفريننده جهان اختيارى هم در كار ما قرار داده است كه به كمك آن مىتوانيم در كارهاى عالم اظهار وجود كنيم واينكه گفتيم دركارگاه اتمها دست تقديرى در كار است آن دست ممكن است در كارگاه تن ما همان روح و جان ما باشد. شايد اختيارى كه مغز ما درباره سلولهاى تن ما روامىدارد عامل همان افعالى باشدكه در محيط خارجى به نام «حركاتاختيارى وارادى» موسوم شدهاند. حقيقت اين موضوع از نظر ما پوشيده است، نه مىتوانيم آن را بپذيريم و نه مىتوانيم آن را رد كنيم ...»
اين بود خلاصه نظريه اين دانشمند بزرگ در باب قانون عليت. از مجموع آنچه نقل شد چند مطلب استفاده مىشود:
١. علم امروز قانون عليت راكه بر حسب آن همواره علل معين بايد معلولات معيّنه را به دنبال خود بياورند و هر وضعى معلول وضع قبلى و علت وضع بعدى است و سلسله حوادث مانند حلقه هاى زنجير به هم پيوسته ومرتبط است نمىپذيرد.
٢. نظربه اينكه در جهان ذرات، قانون عليت فرمانروايى ندارد و اوضاع گذشته وحال و آينده با يكديگر رابطه على و معلولى ندارند، دانش نو وجود تقدير و مداخله غيبى را در جهان ذرات اثبات مىكند.
٣. لازمه قانون عليت ورابطه زنجيرى حوادث، امكان پيشبينيهاى قطعى نسبت به آينده از روى وضع حاضر است ولى چون جهان ذرات از پيروى قانون عليت آزاد است امكان اين پيشبينيها از بين رفته است. در جهان ذرات قانون عليت نمىتواند هادى و راهنماى بشر واقع شود يعنى بشر نمىتواند در جهان ذرات با اتكاء به قانون عليت پيشبينيهاى قطعى بنمايد؛ تنها كارى كه از اين لحاظ از بشر در آنجا ساخته است اين است كه با حساب احتمالات پيشبينىهاى اجتماعى بنمايد.
٤. قانون عليت منافى باآزادى واختيار انسان است ولى با باطل شناختن قانون عليت، موضوع اختيار انسان نيز ثابت مىشود.
خواننده محترم اگر با اصول فلسفى ما كاملًا آشنا باشد خوب متوجه مىشود كه از چهار مطلب فوق كه همه جنبه نظرى واستنباطى دارد- به استثناى قسمتى از بند ٣ كه جنبه علمى