تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٢٩٨
وضع توليد تغيير مىكند و مثلا محصول بيشتر مىشود. آنگاه توزيع سابق ديگر كافى نيست، به شكل ديگرى بايد توزيع بشود. بنابراين قانون ديگرى لازم است، مقرراتى كه با وضع جديد سازگار باشد. (و در اينجا نمىتوانند توجيه كنند كه آن جامعه اشتراك اوليه چگونه يك دفعه متحول شد؟ ناچار بايد بگويند كه چگونه متحول شد. اين چگونگى را توضيح ندادهاند).
گروهى كه از وضع موجود منتفع هستند خودبخود و مكانيكى وار، طرفدار بقاء وضع موجود و قوانين موجود مىشوند، و گروهى كه سود خود را در تغيير مىبينند قهرا روشنفكر مىشوند. گروه اول خود بخود مرتجع و تاريك فكر مىشوند، وجدانشان يك وجدان منحط مىشود و مىخواهند جامعه را در وضع موجود نگاه دارند، و گروه دوم طبعا وضع زندگىشان آنها را روشنفكر مىكند، و مسأله روشنفكرى ماسواى مسأله سواد و معلومات و اين حرفهاست و هيچ به سواد و معلومات مربوط نيست. از نظر اينها ممكن است كسى بىسواد باشد و روشنفكر، و ممكن است با سواد باشد و تاريك فكر. مبارزه قهرا در مىگيرد (باز قهرا در مىگيرد)، شكل قهرى دارد بدون اينكه هدف داشته باشد، جبرى و قهرى صورت مىگيرد آنچنان كه عوامل مكانيكى تأثيرشان جبرى و قهرى است، اگر شما سه كيلو بار را در يك كفه ترازو بگذاريد و دو كيلو و نهصد و نود و نه گرم را در كفه ديگر بگذاريد، و بعد التماس كنيد كه آقا اين يك گرم ديگر چيزى نيست، خواهش مىكنم بلند شو، او بلند نمىشود، او حسابش مشخص است تا آن يك گرم ديگر را در آن كفهترازو نگذاريد محال است بلند شود. پس يك مشخص تأثير عوامل مكانيكى، جنبه قهرى و جبرى آن و مشخص ديگرش جنبه بى هدفى آن است. اين كفه كه بلند مىشود هدف ندارد، كشيده مىشود، زور بالايش مىآيد، نه اينكه هدف دارد و مىخواهد به آسمان نزديك شود.
قهرا اين امر، يعنى تقسيم جامعه به دو گروه مرتجع و روشنفكر به مبارزه كشيده مىشود، ولى ابزار توليد جديد بالاخره كار خودش را مىكند. ابزار كهن تلاش مىكند در جهت حفظ وضعى كه قابل نگهدارى نيست، كهنه است و به حكم طبيعت و قانون طبيعت محكوم به زوال است. اين نيروى جديد قهرا بر او پيروز مىشود و او را شكست مىدهد. دو مرتبه ابزار توليد تكامل پيدا مىكند، و باز همان وضع تكرار مىشود: (تز، آنتى تز، سنتز). بنابراين نظريه ماركسيسم بر اساس همبستگى اجزا و گروهها و افراد جامعه است اما همبستگىاى كه از حد