تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥٦
اما قسمت دوم: اين قسمت مربوط به اين است كه ازدواج و تشكيل اجتماع خانوادگى تا چه حد جنبه فردى و خصوصى دارد و تا چه حد جنبه عمومى و اجتماعى؟ بدون شك در ازدواج، تمتع شخصى و مسرت فردى وجود دارد، انگيزه افراد در انتخاب همسر بهرهمند شدن از مسرت و لذت بيشتر زندگى است، اكنون بايد ببينيم آيا از آن نظر كه دو فرد به نام زن و شوهر مىخواهند زندگى مشترك و مقرون به خوشى و مسرتى تشكيل دهند و از شيرينىهاى زندگى بهرهمند گردند، بهتر و عاقلانهتر اين است كه كانون خانوادگى را كانون خوشىها و كاميابىهاى جنسى قرار دهند و حداكثر مساعى خود را براى لذت بخش نمودن اين كانون صرف كنند و اما اجتماع بيرون، اجتماع بزرگ محيط كار و فعاليت و برخوردهاى ديگر باشد، يا بهتر اين است كه لذائذ و كاميابىهاى جنسى از محيط خانوادگى به اجتماع بزرگ كشيده شود، كوچه و خيابان و مغازهها و محيطهاى ادارى و باشگاهها و تفريحگاههاى عمومى همه جا آماده انواع كاميابيهاى جنسى نظرى و لمسى و غيره بوده باشد؟
اسلام طريق اول را توصيهكرده است، اسلام اصرار فراوانى دارد كه محيط خانوادگى آمادگى كامل براى كاميابى زن و شوهر از يكديگر داشته باشد، زن يا مردى كه از اين نظر كوتاهى كند مورد نكوهش صريح اسلام قرار گرفته است، اسلام اصرار فراوانى به خرج داده كه محيط اجتماع بزرگ، محيط كار و عمل و فعاليت بوده و از هر نوع كاميابى جنسى در آن محيط خوددارى شود، فلسفه تحريم نظر بازى و تمتعات جنسى از غير همسر قانونى، و هم فلسفه حرمت خودآرائى و تبرج زن براى بيگانه همين است.
كشورهاى غربى كه ما اكنون كوركورانه از آنها پيروى مىكنيم راه دوم را انتخاب كردهاند. كشورهاى غربى در انتقال دادن كاميابىهاى جنسى از كانون خانوادگى به محيط اجتماعى بيداد كردهاند و جريمهاش را هم مىدهند، فرياد متفكرينشان بلند است، آنها وقتى كه مىبينند برخى كشورهاى كمونيستى جلو اين كارها را گرفته و مانع هدر دادن نيروهاى جوانان در اجتماع شدهاند، به چشم غبطه به آنها مىنگرند.
اگر زندگى و خوشى و مسرت در زندگى را مساوى با اعمال شهوت بدانيم و چنين فرض كنيم كه هر كس بيشتر مىخورد و مىخوابد و عمل آميزش انجام مىدهد او از مسرت و خوشى بيشترى بهرهمند است و به عبارت ديگر اگر استعدادهاى بهجتزاى انسانى و موجبات