تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٦١
مبناى اين فكر چنين بود كه گفتند ميان اعداد و مقادير رابطهاى است، و لهذا در بعضى تعبيراتشان مىگفتند كه عدد واحد برابر با نقطه است، يعنى همين نقطه عدد واحداست و واحد نقطه است، كأنه مظهر آن است، و خط با عدد ٢ مساوى است، يعنى عدد ٢ همان خط است و خط همان عدد ٢ است و سطح با عدد ٣ برابر است و جسم با عدد ٤. در بعضى تعبيراتشان آمده چنان كه در شفا نيز از آنها نقل شده- كه خط مساوى با عدد ٢ است و سطح مساوى باعدد ٤ است. ... پس، از نظر اينها از يك طرف ميان اعداد و مقادير رابطهاى است، و از طرف ديگر ميان اعداد و اشيا را متناسب با يك عددى مىدانستند. دليل آن را شيخ در شفا آورده كه فلان شىء را اگر تجريدش كنيد و به ذهن ببريد مىبينيد كه در هنگام تجريد ذهنى همان عددى است كه شىء با او رابطه دارد. اين سخن نظير انقلاب ماهيت است كه بعضى درباره وجود ذهنى قائل بودند و خيال مىكردند كه انقلاب ماهيت ممكن است. فرض كنيد كه شما عدد ١٢ را به ذهن مىبريد، اگر تجريدش بكنيد همان عدد دوازدهاى است كه شما تصوير مىكرديد.
همين عدد ١٢ وقتى در خارج وجود عينى پيدا مىكند مثلا فرس مىشود. بنابراين اينها قائلند كه شىء وقتى در خارج وجود عينى پيدا مىكند همان وجود خاص است و وقتى كه در عالم ذهن تجريد شود به عدد تبديل مىگردد، كما اينكه رابطهاى هم ميان اينها و ارباب انواع يعنى مُثُل كه شيخ در تعبير خودش در اينجا آورده قائل هستند. البته همان طور كه عرض كردم لازم نيست كه اينها همه سخنان يك نفر باشد، مطالب پراكنده و ضد و نقيضى است كه نمىشود از آن فلسفه منظمى در آورد. فيثاغورس و اتباعش در قديميترين دوران يونان بودند. فيثاغورس با طالس ملطى كه او نيز از قديميترين فلاسفه يونان است معاصر مىباشد، يعنى تقريبا در قرن ششم قبل از ميلاد، و در آن دورهها عقايد فلسفى با عقايد مذهبى بتپرستانه آنها خيلى مخلوط بوده و ظاهرا به جاى كلمه (مُثُل) كه افلاطون به كار برده از كلمه خدايان و ارباب انواع استفاده كردهاند. به هر حال رابطهاى ميان اعداد و آن خدايان قائل بودند.
مجموعا آنچه شهرستانى در اينجا نقل مىكند با آنچه كه جديديها نقل مىكنند فرق دارد.
و معلوم است كه شهرستانى با قلم خود رنگ معلومات زمان خودش را به آن افكار مىدهد.
برگرديم به مطالب كتاب. گفته شد كه هيچ موجودى نيست كه به قدر استعدادش حظى از وحدت آن واحدى كه كالاحاد نيست نداشته باشد.