تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٥٣٤
مىفرمايد: مردمى كه خدا را عبادت مىكنند، سه دسته هستند: بعضى خدا را از ترس، عبادت مىكنند؛ چون شنيدهاند جهنم و عذابى هست، خدا را عبادت مىكنند كه خدا آنها را معذب نكند
«فتلك عبادهالعبيد»
حالت اينها حالت برده صفتان است كه از ترس اربابشان كار مىكنند و ارزش ديگرى ندارد.
بعضى ديگر خدا را به طمع بهشت عبادت مىكنند چون شنيدهاند كه هر كس خدا را عبادت كند، خدا بهشتهائى دارد كه «تجرى من تحتها الانهار»[١] و در آن حورالعين و «لحم طير مما يشتهون»[٢] وجود دارد؛ وقتى به ياد گوشت مرغ و به ياد لؤلؤ و زمرد و حورالعين آنجا مىافتد شروع به عبادت مىكند، براى اينكه از آنها چيزى نصيبش شود «فتلك عباده التجار» اين، عبادت تاجرپيشگان است؛ عبادت و كار مىكند براى اينكه مزد گزافىبگيرد.
ولى گروهى ديگر خدا را شكرا و «سپاسگزارانه» عبادت مىكنند؛ در عبادت نه طمع به بهشت دارند و نه فكر ترس از جهنم را دارند، فقط و فقط خدا را مىبينند.
يكى از روشهاى انسانى انسان از آن جهت كه انسان است، «سپاسگزارى» است. وجدان حكم مىكند كه اين خدا را بايد سپاس گفت؛ اگر چه بهشت وجود نداشته باشد و جهنمى هم در كار نباشد، من او را عبادت مىكنم.
مگر پيغمبر نبود كه آنقدر عبادت مىكرد كه پاى مباركش ورم كرده بود. گفتند يا رسولالله! شما كه «ليغفرلكالله ماتقدم من ذنبك و ماتأخر»[٣] هستى، چرا اينقدر عبادت مىكنى؟
فرمود مگر هر كسى كه خدا را عبادت مىكند، از ترس جهنم و يا طمع به بهشت است
«الااكون عبدا شكوراً»[٤]
آيا من نبايد يك بنده سپاسگزار باشم؟
پس عبادت طائفه اول، عبادت بردگان بود و دومى عبادت بازرگانان. سومى عبادت آزادگان است
«فتلك عبادة الاحرار»[٥]
انسان حر و آزاده در منطق على (ع) به بهشت و جهنم بستگى ندارد، از بهشت و جهنم هم آزاد است، فقط به خداى خودش بستگى دارد.[٦]
[١] - فتح، ٦.
[٢] - واقعه/ ٢١.
[٣] - فتح/ ٢.
[٤] - كافى، باب شكر، ص ٩٥، حديث ٦.
[٥] - نهج البلاغه، حكمت ٢٣٧.
[٦] - مجموعه آثار، ج ٢، صص ٣١٢- ٣١٤ و ج ١٣، صص ٢٧٣- ٢٧٤ و ج ٥، ص ١٦٠ و آشنايى با قرآن، ج ١ و ٢ صص ١١٥- ١١٨ و انسان كامل، صص ٣٥٤ ٣٣١.