تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٥١٨
جواب اين است: بلى. ما در كتابى كه در همين موضوع نوشتهايم و با نام انسان و سرنوشت چاپ شده است. در اين باره بحث كردهايم و ثابت كردهايم كه هيچگونه منافات ميان قضاى عامالهى از يك طرف و اختيار و آزادى انسان از طرف ديگر نيست. و البته آنچه ما در آنجا گفتهايم چيزى نيست كه اولين مرتبه ما گفته باشيم، آنچه گفتهايم اقتباس از قرآن كريم است و قبل از ما ديگران اقتباس كردهاند، مخصوصا حكماى اسلامى مستوفى در اين باب بحث كردهاند. اما امروز كه به جهان اروپا مىنگريم مىبينيم افرادى مانند ژان پل سارتر در پنج، شش مسأله گرفتارند و چون در فلسفه خود به مسأله انتخاب و اختيار و آزادى تكيه كردهاند، خدا را نمىخواهند قبول كنند. ژان پل سارتر مىگويد: چون به آزادى ايمان و اعتقاد دارم نمىتوانم به خدا ايمان و اعتقاد داشته باشم، زيرا اگر خدا را بپذيرم ناچارم قضا و قدر را بپذيرم و اگر قضا و قدر را بپذيرم آزادى فرد را نمىتوانم بپذيرم و چون نمىخواهم آزادى را نپذيرم و به آزادى علاقه و ايمان دارم پس به خدا ايمان ندارم.
از نظر اسلام، اعتقاد و ايمان به خدا مساوى است با اينكه انسان آزاد و مختار باشد. آزادى به معناى واقعى، گوهر انسان است. قرآن كريم خدا را بسيار بزرگ و اراده و مشيّتش را عامّ معرفى مىكند، ولى از آزادى نيز سخت دفاع مىكند: «هَل اتى عَلَى الِانسانِ حينٌ مِنَ الدَّهرِ لَم يَكُن شَيئا مَذكورا. انّا خَلَقنَا الانسانَ مِن نُطفَهٍامشاجٍ نَبتَليهِ فَجَعَلناهُ سَميعا بَصيرا. انّا هَدَيناهُ السَّبيلَ امّا شاكِرا وَ امّا كَفورا.»[١] «آيا بر انسان روزگارى گذشت كه چيزى نبود كه از آن ياد شود؟ ما او را از نطفه مخلوطى كه داراى خلطها بود آفريديم، خلطهايى كه موجب استعدادهاى گوناگون بود و او را در معرض آزمايش قرار مىدهيم. پس ما او را بينا و شنوا قرارداديم و راه به او نشانداديم، و او خود مختار است كه شكرگزار باشد يا كفر نعمت كند.»؛ يعنى او آزاد است، مىخواهد راه صحيح را انتخاب كند و مىخواهد راه كفران نعمت را انتخاب كند.
باز قرآن مىفرمايد: «مَن كانَ يُريدُ العاجِلَةَ عَجَّلنا لَهُ مانَشاءُ لِمَن نُريدُ ثُمَّ جَعَلنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصليها مَذموما مَدحورا. وَ مَن ارادَ الاخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعيَها وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاولئِكَ كانَ سَعيُهُم مَشكورا. كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ مِن عَطاءِ رَبِّكَ وَ ماكانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحظورا.»[٢] «هر كه به نعمتهاى زودگذر بسنده كند، از آن نعمتها هر چه خواهيم به هر كس كه خواهيم زود دهيم و سپس جهنم را براى او قرار دهيم كه
[١] - دهر، ١- ٣.
[٢] - اسراء ١٩- ٢٢.