تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٩٩
مانند آن دسته از مدعيان فلسفه و غير هم نيستيم كه در مقام اثبات صانع كل و مبدأ كل در جستجوى استثناها باشيم و هر جا كه به نظر ما رسيد استثنا و خلاف عادتى صورت گرفته آن را با اراده ذات بارى توجه كنيم و دليل بر وجود بارى بگيريم. از نظر فلسفى ما، نظام هستى، نظام متقن و مترتبى است و سراسر اين نظام مرتبط و پيوسته، قائم به ذات بارى است كه به صورت اراده بارى است نه استثناها (به فرض وجود).[١] آرى، متكلمين غالبا هر جا كه در مقام استدلال برآمدهاند مثل اين است كه طبيعت را شريك ذات بارى مىدانستهاند و فعل طبيعت را مستند به ذات بارى نمىدانستهاند و از اين جهت همواره در جستجوى موارد استثنائى بودهاند و چنين مىپنداشتند كه با ابطال نظام مسلم موجودات بايد وجود صانع كل را اثبات نمود، همچنانكه تا آنجا كه ما جستجو كرده و اطلاعاتى به دست آوردهايم جميع فلاسفه اروپايى (الهى و مادى و شكاك) داراى همين نظريه بودهاند.
نظريه معروف اگوست كنت نيز در بيان حالات سهگانه بشر در مورد تعليل حوادث[٢] از همين طرز تفكر حكايت مىكند و اين مطلب به نوبه خود خيلى موجب تعجب اينجانب شده است.
در اينجا بىمناسبت نيست كه عبارتى را كه صدرالمتالهين در رد متكلم معروف امام فخررازى مربوط به همين موضوع آورده نقل كنيم. وى در جلد چهارم اسفار در مبحث «سعادت و شقاوت حسى» بعد از آنكه برخى از استدلالات فخررازى را در باب اثبات صانع و همچنين روش تفسيرى وى را در قرآن كريم نقل و انتقاد مىكند مىگويد:
«واعجب الامور ان هولاء القوم متى حاولوا اثبات اصل من اصول الدين كاثبات قدرة الصانع اواثبات النبوة و المعاد اضطروا الى ابطال خاصية الطبايع و نفى الرابطة العقلية بين الاشياء و الترتيب الذاتى الوجودى والنظام اللائق الضرورى بين الموجودات التى جرت سنة الله عليها ولا تبديل لها، و هذه عادتهم فى اثبات اكثر الاصول الاعتقادية كما فعله هذا الرجل امام اهل البحث و الكلام.»
«عجيبترين چيزها اين است كه متكلمين در مقام اثبات توحيد يا نبوت يا معاد، خود را
[١] - خواننده محترم براى آشنايى با طرز استدلالات استاد مىتواند به مقاله ١٤ از اصول فلسفه و روش رئاليسم مراجعه كند.
[٢] - نظريه آگوست كنت در مورد تعليل حوادث در بخش مربوط ايشان گذشت.