تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٩٧
با پيدايش آن مقدمات، پيدايش آن قانون علمى كه ثمره و نتيجه آن مقدمات است قطعى است. حال اگر بنا بشود كه قانون عليت دروغ باشد هيچ رابطهاى بين مقدمات يك دليل و ثمره آن دليل نخواهد بود يعنى هيچ مطلبى را ثمره هيچ دليلى نمىتوان دانست و اگر قانون سنخيت على و معلولى دروغ باشد از هر مقدمه و قياس و استدلالى هر نتيجه رامىتوان انتظار داشت بلكه از هر چيزى هر چيزى را مىتوان انتظار داشت، مثلًا از غذا خوردن يك انسان دانشمند شدن يك جماد را مىتوان انتظار داشت و اگر قانون ضرورت على و معلولى دروغ باشد، در حال اجتماع جميع شرايط و مقدمات و اجزاء علل يك چيز نمىتوان انتظار قطعى آن چيز را داشت يعنى در اين حال نيز ممكن است آن شى موجود بشود و ممكن است موجود نشود.
معناى اين سخن اين است كه وجود جميع مقدمات ذهنى يك دليل در ذهن با عدم آنها در ذهن يكى است زيرا اگر ضرورت على ومعلولى دروغ باشد نه بين وجود علت و وجود معلول، ضرورت است و نه بين عدم علت و عدم معلول، و بنابراين در حال وجود علت و در حال عدم (هر دو) معلول امكان وجود و عدم دارد، پس بود و نبود علت مساوى است.
اگر قانون عليت و متفرقات وى دروغ باشد ترتب نتيجه منظور آقاى جينز نيز بر استدلالات خود شان هيچ ضرورتى ندارد و مانند اين است كه چنين استدلالاتى اصلًا و ابدا وجود نداشته باشد.
اشتباه اين آقايان يك منشا ديگر هم دارد وآن اين است كه نخواسته يا نتوانستهاند فرق بگذارند بين واقعى بودن قانون عليت وبين تطبيق ومورد استعمال قرار دادن آن بر نمودهاى داخل اتم. مطلب صحيحى كه مربوط به عالم تجربيات فيزيكى است واين دانشمندان اظهار داشتهاند و ديگران نيز ناچارند از آنها بپذيرند اين است كه قانون عليت نمىتواند راهنماى دانشمندان در داخل اتمها باشد. قانون عليت در جايى مىتواند راهنماى فيزيك واقع شود كه دانشمند بتواند به كمك او از وضع مشهود، پيش بينىهاى قطعى نمايد و البته پيش بينى هاى قطعى هنگامى ميسراست كه جميع مقدماتى كه زمينه قطعى آينده را تشكيل مىدهند تحت مشاهده و محاسبه در آيند و اگر جميع مقدمات قابل محاسبه نبود امكان پيشبينى از بين مىرود. آنچه مسلم است اين است كه دانشمندان فيزيك نو نتوانستهاند وضع درون اتمها را طورى تحت محاسبه در آورند كه بتوانند پيش بينى هاى قطعى نمايند؛ و البته امر دايراست بين