تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٩٢
مفروضB را در پى دارد، ممكن است وضع جهان در لحظه بعد ازوضعA شكلB ياC ياD ياوضع ديگرى باشد، مانمىدانيم به طور قطع وضع آتى را پيش بينى كنيم (برخلاف دانش قديم كه مىگفت با داشتن وضعA به طور قطع مىتوان وضع آتىB را پيش بينى كرد)، وضع آتى محتمل استC ويا وضع ديگرى باشد. علوم ماتوانايى يافتهاند كه بگويند احتمال وقوع هر يك از حالاتB ياG ياD يا ... چقدر است (حساب احتمالات). خلاصه علم به يقين، راز آفرينش و سر غيب است و هيچ محرم دل را در آن حرم راه نيست. مثالى بياوريم: راديوم يا گوهر شب چراغ جسمى است كه مدام نور و گرما از آن تراوش مىكند. در نتيجه اين فيضان نور و حرارت، اتمهاى راديوم يكايك تبديل به اتمهاى سرب و هليوم مىشوند و چون سرب وهليوم از راديوم سبكترند لذا به مرور زمان از وزن قطعه راديوم كاسته مىگردد. موضوع كلام ما اين نكته است كه كاهش وزن قطعه راديوم در طول زمان بر طبق فرمول عجيبى انجام مىپذيرد كه به آن اشاره مىكنم: شهرى را در نظر بگيريد كه همه زنان آن نازا باشند و به فرض يك درصد ساكنان آن در هر سال به سراى نيستى بروند به شرط اينكه مرگ ايشان كاملا ناگهانى و تقديرى بوده به هيچوجه وابسته به سن و سالشان نباشد. حساب معلوم مىكند كه كاهش شماره ساكنين چنين شهرى نظير كاهش شماره اتمهاى تكه راديوم سابقالذكر است.
همچنين مىتوانيد لشكرى را تصور بفرماييد كه زيرباران و گلوله دشمنى قرارگرفته باشد كه بدون رويت و اطلاع صحيح از موضع حريف به طرف ايشان تير خالى كند.
بديهى است با اين فرض، اصابت گلوله به افراد لشكر فقط بر حسب اتفاق و تقدير خواهد بود.
كاهش شماره سربازان اين لشكر نيز مانند كاهش اتمهاى يك قطعه راديوم است. به عبارت ديگر اتم راديوم براثر مرور زمان ورسيدن به عمر طبيعى ويا مواجه شدن با اتفاق ديگرى از ميان نمىرود بلكه فقط وفقط دست تقدير است كه او را به سراى نيستى مىفرستد. حال فرض كنيم كه در اتاق ماتكه راديومى شامل ٢٠٠٠ قطعه اتم قرار داشته باشد. علوم جديد به آسانى حساب مىكنند كه احتمال اينكه پس از يك سال شماره اتمهاى قطعه راديوم مزبور ١٩٩٩ يا ١٩٩٨ يا ... شود چقدر است، ولى در عين حال به هيچ وجه نمىتوانند نظريه قطعى اعلام داشته و شماره اتمها را پس از يك سال به وجه يقين معين نمايند. حساب مىگويد ظن قوى آن است كه پس از يكسال فقط يك اتم راديوم در هم بشكند ولى محال نيست كه از اين لشكر