تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٧٤
در علوم طبيعى جديد فرضيه جاويدانى وجود ندارد. هر فرضيه به طور موقت در عرصه علم ظاهر مىشود و صورت قانون علمى به خود مىگيرد و پس از مدتى جاى خود را به فرضيه ديگر مىدهد. علم امروز در مسائل طبيعيات يك قانون علمى ثابت و لايتغير كه تصور هيچگونه اشتباهى در آن نرود نمىشناسد و اعتقاد به چنين قانونى را يك نوع غرور و از خصائص دوره اسكولاستيك و قرون وسطائىها مىداند. در نظر دانشمندان جديد اعتقاد به قطعى بودن و يقينى بودن يك قانون علمى آن طور كه قدما تصور مىكردند يك عقيده ارتجاعى است.
شايد از قرن نوزدهم به بعد در ميان دانشمندان كسى يافت نشود كه مانند قدما در طبيعيات اظهار جزم و يقين كند (هر چند قدما هم مسائل طبيعيات و فلكيات را چندان يقينى نمىدانستند و آنها را (حدسيّات) مىخواندند).[١]
فرق استدلال رياضى و قياسى
بعضى از دانشمندان بين استدلالات رياضى و استدلالات قياسى فرق گذاشتهاند و ادعا كردهاند كه استدلالات رياضى در عين اينكه تجربى نيست سير از كلى به جزئى هم نيست، بلكه برعكس سير از جزئى به كلى است (تعميم) به كار مىرود. فليسين شاله در متدولوژى فصل (روش رياضيات) مىگويد: «مىتوان گفت كه در تمام براهين رياضى تعميم) به كار برده مىشود و آنچه را كه براى يك مثال ثابت شد در موارد ديگر صادق مىدانند، يعنى وقتى ما مطلبى را درباره مثلثABC اثبات كرديم آن را درباره جميع مثلثها تعميم مىكنيم. ولى بين تعميمى كه در رياضيات به كار مىرود با تعميمى كه در علوم فيزيك و شيمى اعمال مىشود يك فرق اساسى موجود است بدين قرار كه تعميم رياضى به عكس تعميم علوم تجربى از راه تجربه حاصل نمىشود، مثلا وقتى حكمى را كه به وسيله برهان درباره مثلثABC ثابت كردهايم درباره تمام مثلثها تعميم مىدهيم به هيچ وجه تجربه در اين تعميم دخالت ندارد و حال آنكه به وسيله تجربه است كه مطلع مىشويم كه در مقابل حرارت، يك فلز و دو فلز و سه فلز و بالاخره تمام فلزات منبسط مىشود.»
[١] - مجموعه آثار، ج ٦، ص ١٧٠- ١٧٢.