تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥٧
ناراحتىهاى او را محدود بدانيم به آنچه حيوانات دارند، البته انتقال كاميابيهاى جنسى از كانون خانوادگى به اجتماع بزرگ لذت و مسرّت بيشترى خواهد داشت.
اما اگر بتوانيم تصور كنيم كه اتحاد روح زن و شوهر و عواطف صميمانهاى كه احيانا تا آخرين روزهاى پيرى كه غريزه جنسى فعاليتى ندارد باقى است، براى زندگى ارزش بيشتر و بالاترى دارد، اگر بتوانيم تصور كنيم كه لذتى كه يك مرد از مصاحبت همسر مشروع و وفادارش با لذتى كه از مصاحبت يك زن هر جايى مىبرد تفاوت دارد كوچكترين ترديدى در اين جهت نخواهيم كرد كه به خاطر بهرهمند شدن از مسرت بيشتر و آرامش بيشتر، لازم است عواطف جنسى افراد را محدود به همسر قانونى كرده و محيط و كانون خانوادگى به اين كار و اجتماع بزرگ را به كار و فعاليت اختصاص دهيم.
مطلب مهمتر جنبههاى اجتماعى مسأله ازدواج است، تنها براى اين نيست كه زن و مرد از مصاحبت يكديگر لذت بيشترى ببرند، ازدواج و تشكيل كانون خانوادگى ايجاد كانون پذيرائى نسل آينده است، سعادت نسلهاى آينده بستگى كامل دارد به وضع اجتماع خانوادگى. دست تواناى خلقت براى ايجاد و بقا و تربيت نسلهاى آينده علائق نيرومند زن و شوهرى را از يك طرف و علائق پدر و فرزندى را از طرف ديگر به وجود آورده است.
عواطف اجتماعى و انسانى، در محيط خانوادگى رشد مىكنند، روح كودك را حرارت محيط فطرى و طبيعى چند صد درجه پدر و مادر نرم و ملايم مىكند.
ما وقتى كه مىخواهيم عواطف دو نفر را نسبت به يكديگر تحريك كنيم، مىگوييم افراد يك ملت برادر يكديگرند، يا مىگوييم افراد بشر همه برادر يكديگر و عضو يك خانواده هستند، قرآن كريم عواطف پاك ايمانى مؤمنين را به عواطف برادرى تشبيه مىكند: انما المؤمنون اخوة، عواطف برادرى تنها از خويشاوندى و هم خونى پيدا نمىشود، عمده اين است كه دو برادر در يك كانون محبت بزرگ مىشوند، راستى اگر عواطف برادرى كه ناشى از كانون با صفا و پر مهر خانوادگى است از ميان برود، آيا افراد اجتماع مىتوانند كوچكترين عواطفى نسبت به يكديگر داشته باشند؟
مىگويند در اروپا تا حدود زيادى عدالت هست اما عواطف بسيار كم است، حتى در ميان برادران و پدران و فرزندان عواطف كمى مشاهده مىشود. برخلاف مردم مشرق زمين.