تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥٣
١. آزادى هر فردى مطلقا محترم است و بايد محفوظ بماند، مگر آنجا كه مزاحم آزادى ديگران باشد؛ به عبارت ديگر آزادى را جز آزادى نمىتواند محدود كند.
٢. سعادت بشر در گروى پرورش استعدادهايى است كه درنهاد دارد. خود پرستىها و ناراحتىهاى روحى، از آشفتگى غرائز و بالاخص غريزه جنسى است، و آشفتگى غرائز از عدم ارضاء و اشباع آنهاناشى مىگردد.
٣. آتش ميل و رغبت بشر در اثر منع و محدوديت فزونى مىگيرد و مشتعلتر مىگردد و در اثر ارضاء و اشباع كاهش مىيابد و آرام مىگيرد. براى انحراف بشر از توجه دائم به امور جنسى و جلوگيرى از عوارض ناشى از آن، راه صحيح اين است كه هر گونه قيد و ممنوعيتى را در اين راه از جلوى پايش برداريم. چنانكه ملاحظه مىشود، اصل اول از اصول بالا فلسفى و اصل دوم تربيتى و اصل سوم روانى است. اين سه اصل را ما از مجموع گفتهها و نظرات طرفداران اين سيستم اخلاقى استنباط مىكنيم، والا هيچ كدام از آنان به اين ترتيب و تفصيل اصول سيستم اخلاقى خود را بيان نكردهاند. طرفداران اين سيستم اخلاقى از آن جهت به اين اصل- كه تكيه گاه و اساس اصلى حقوق فردى به شمار رفته- تكيه كردهاند كه به گمان آنها اين سلسله مسائل فاقد جنبه اجتماعى مىباشد، زيرا به عقيده آنها آزادى جنسى يك فرد به حقوق ديگران ضربه نمىزند، فقط آنجا كه پاى فرزندان و اطمينان و فرزندى به ميان مىآيد حق شوهر پيدا مىشود و لازم مىگردد كه زن از باردارشدن از غير شوهر قانونى خود، خوددارى كند، و تا زمانى كه وسائل آبستنى در كار نبود لازم بود براى صيانت اين حق مرد، زن عفاف و تقوا را رعايت كندتانسبت به شوهر خود وفاداربماند فعلا باوسائلموجود چنين ضرورتى دركارنيست.
علىهذا در اينجا درباره دو قسمت بايد تحقيق شود: يكى اينكه آزادى را جز آزادى ديگران و لزوم رعايت آنها نمىتواند محدود كند، ديگر اينكه روابط جنسى از ناحيه اطمينان پدر و فرزندى، با اجتماع و زندگى عمومىو حقوق اجتماعى ارتباط ندارد.
اما قسمت: اول بايد ببينيم آن چيزى كه آزادى را به اصطلاح حق مسلم بشر قرار مىدهد چيست؟ بر خلاف تصور بسيارى از فلاسفه غرب آن چيزى كه مبنا و اساس حق آزادى و لزوم رعايت و احترام آن مىگردد ميل و هوى و اراده فرد نيست، بلكه استعدادى است كه آفرينش