تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥٠
يگانه راه صحيح آن است كه هرگونه قيد و ممنوعيتى را از جلو پايش برداريم و به او آزادى بدهيم. شرارتها و كينهها و انتقامها همه ناشى از اخلاق خشن جنسى است.
اينها است اصولى كه اخلاق نوين جنسى را بر آنها نهادهاند.[١]
اكنون ببينيم چه موادى در اين سيستم اخلاقى پيشنهاد مىشود، البته از اول بايد توجه داشته باشيد كه همه اين مواد اصلاحى بر محور شكستن قيود كهنه و رفع منعها و محدوديتهاى قانونى گذشته مىچرخد.
اولين موضوعى كه مورد توجه قرار گرفته است كاميابى آزادانه زنان و مردان از معاشرتهاى لذتبخش جنسى است و به عبارت ديگر آزادى عشق است، مىگويند زن و مرد نه تنها قبل از ازدواج بايد از معاشرتهاى لذت بخش آزادانه جنسى بهرهمند باشند، بلكه ازدواج نيز نبايد مانعى در اين راه به شمار آيد، زيرا فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونى اطمينان پدر است به پدرى خود نسبت به فرزندى كه از زن معينى به دنيا مىآيد، ايناطمينان را به كاربستنداروهاى ضدآبستنى كه مخصوصا پيشرفت طب امروز آنها را به بشر ارزانى داشته است مىتوان به دست آورد. بنابراين هر يك از زن و مرد مىتوانند علاوه بر همسر قانونى، عشاق و معشوقههاى فراوانى داشته و استفادهكند.
(كمونيسم جنسى) تنها از آن نظر قابل عمل نيست كه رابطه نسلى را ميان پدران و فرزندان قطع مىكند. بشر از اعتماد نسلى نمىتواند صرف نظر كند، هر پدرى مىخواهد فرزند خود را بشناسد و هر فرزندى مىخواهد بداند از كدام پدر پيدا شدهاست.
فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونى هميناست و بس، اختصاص جنسى را به همين اندازه بايد محدود كرد، و با تامين رابطه نسلى به وسيله فوق، موجبى براى تحديد بيشتر وجود ندارد.
راسل مىگويد: جلوگيرى وسائل (وسائل ضدآبستنى) توليد نسل را ارادى كرده و آن را از صورت يك نتيجه اجتناب ناپذير روابط بيولوژيك (توليد قهرى فرزند در اثر آميزش) بيرون آورده است. به دلائل متعدد اقتصادى كه در فصول پيش شرح داديم، محتملا پدر براى تربيت و اعاشه اطفال كمتر اهميت خواهد داشت، بنابراين دليلى نيست كه مادرى براى پدرى اطفال خود همان مردى را انتخاب كند كه خاطرش را براى عاشقى و رفاقت مىخواهد.
[١] - اخلاق جنسى، صص ٢٢- ٢٦.