تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٤٥
ايشان پرسشهايى را كه در زمينه عدل مطرح مىشود به چهار دسته تقسيم كردهاند:
١. تبعيضها؛ ٢. فنا و نيستى؛ ٣. نقصها؛ ٤. آفات و بلايا.
استاد مطهرى پاسخ مربوط به تبعيضها را به طور مستقل و سه دسته آخر را تحت عنوان «شرور» بررسى كردهاند.
١- ٣- ١١- تبعيضها و پيش فرضها
شهيد مطهرى در مسأله تبعيض از چهار پيش فرض استفاده كرده است.
١. خدا حكيم است.
٢. تفاوتها لازمه نظام علّت و معلولى است.
٣. افعال بارى تعالى در غايات كلّيهى شان مفيد است.
٤. تفاوتها به عدم قابليّت قابل باز مىگردد.
شهيد مطهرى گرچه عدل را از صفات فعل مىداند، اما معنى و ملاك عدل الهى متكلمان را نمىپذيرد. به نظر ايشان حُسن و قُبح عقلى كه به عنوان مقدّمهاى براى اثبات عدل الهى به كار مىرود، از حوزه معقولات نظرى خارج است. حال آنكه عدل امرى حقيقى است. ايشان حسن و قبح را جزو انديشههاى ضرورى عملى اعتبارى مىدانند و به هيچ وجه آن را معيار و مقياس افعال بارى محسوب نمىكنند. از نظر ايشان حسن و قبح به دو دليل نمىتواند ملاك افعال خداوند قرار بگيرد.
اول آنكه اين قضيهى كه عدالت نيكو است، بدين معنا است كه رعايت حقوق ديگران نيكو است، و اين مفهوم رايج عدل، مفهومى است اخلاقى و مبتنى بر حُسن و قُبح عقلى، و دوم آنكه بر فرض كه حُسن و قُبح ذاتى همانگونه كه بر اعمال بشر حاكم است بر فعل خداوند هم حاكم باشد، باز هم درمورد خداوند مصداق پيدا نمىكند؛ زيرا هيچ كس نسبت به هيچ چيز مالكيتى ندارد تا عملًا ظلم درمورد خداوند صدق كند. بنابراين، خداوند به اين مفهوم رايج نه عادل است و نه ظالم.
از نظر ايشان انسان چون ناقص است، براى آنكه به هدف كمالى خود برسد، نياز به آلات و ابزار دارد و از اين رو، خوب و بد را اعتبار مىكند و آن را در جهت رسيدن به هدف به كار