تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٣٣٧
لامارك يا تنازع بقا و انتخاب اصلح داروين، دستگاه چشم يا دندان يا ريه يا قلب، بلكه هيچ دستگاهى كه فقط به صورت دستگاه در وجود موجود زنده موثر است، قابل توجيه نيست.
بنابراين در راز تكامل و اينكه موجودات به سوى كمال مىروند، در نهايت بايد به اين مطلب توجه كرد كه طبيعت، آن كمال آخرى را از اول در نظر داشته و متوجه به سوى آن كمال بوده است و حتى اگر در يك مراحلى، مقدماتش را تهيه مىكرده و هنوز اثرى از آن نمىگرفته است، براى اين بوده كه مىخواسته است در آينده، كامل آن را براى نسلهاى بعد به وجود بياورد. داروين در راز تكامل يك حرف مبهم معنادارى گفتهاست و عبارت هم از خود اوست كه اينجا آوردهاند:
«انتخاب طبيعى با حفظ كردن و جمعنمودن تدريجى تغييراتى كه در شرايط زندگى بهحال موجود زنده مفيد است، در هر جاندارى موثر واقع مىشود. نتيجه غايى اين انتخاب آن است كه هر جاندار بيش از پيش با شرايط محيط زندگى سازش يابد. پس اين تكميل دائمى بايد قسمت اعظم موجودات زنده منتشره در روى زمين را به سمت كمال تدريجى سوق دهد.»[١]
در يك جا بعد از آنكه عوامل تغيير را ذكر مىكند- كه ما گفتيم آن عوامل را قبول داريم و ايرادى به آن نداريم ولى از نظر خود او هم يك عامل مجهولى هست- مىگويد: «اما آنچه محقق است آن است كه بسيارى از تغييرات شبيه در محيطهاى مختلف حاصل مىشود و عده زيادى از تغييرات گوناگون در محيط معينى به ظهور مىرسد.»
داروين به اين مطلب- كه خصوصا مخالف نظريه لامارك است- متوجه شده است. آنها مىگفتند محيط موثر است، بعد ديدند گاهى در محيطهاى مختلف اثر واحد پيدا مىشود و در محيط واحد آثار مختلف پيدا مىشود، يعنى قانون تأثير محيط، صد در صد صا دق نيست. از همه حرفهاى او صريحتر در باب اصل علت غايى اين مطلب است كه بعد از آنكه مىگويد بسيارى از تغييرات مثل هم در محيطهاى مختلف پيدا مىشود و تعداد زيادى از تغييرات گوناگون در محيط واحد پيدا مىشود، مىگويد: «به نظر داروين عامل مهم بايد قاعدتا تمايل به تغيير باشد كه تحتاثر عامل مجهولى صورت مىگيرد.» اين همان حرف الهيون است.
[١] - با آن مقدار بياناتى كه او گفته است، كافى نيست.