تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٣٢٥
تقسيمبندى كنيم، بايد افكار متفكران بشر را- نه توده عامه را- مقياس دورهها قرار دهيم و به اصطلاح، جهان بينى افراد برجسته بشر را در نظر بگيريم. در اينجاست كه مىبينيم تقسيم بندى اگوست كنت سر تا پا غلط است. هرگز انديشه بشرى كه متفكران هر دورهاى نمايندگان آن هستند، اينچنين سه دورهاى طى نكرده است.
يكى از ادوار تفكر و يا حلقههاى تفكر، دوره و حلقه تفكر اسلامى است. از نظر متد اسلامى همه اين تفكرات در يك شكل خاص با هم امكان اجتماع دارند، يعنى در يك طرز تفكر خاص- كه ما آن را اسلام مىناميم- همه آن سه نوع تفكر با يكديگر قابل جمع است. به عبارت ديگر، يك فرد در آنِ واحد مىتواند طرز تفكرى داشته باشد كه هم الهى باشد، هم فلسفى و هم علمى. از نظر يك متفكر آشنا به تفكر اسلامى اين مطلب مطرح نيست كه آيا علت حادثه آن است كه علم نشان مىدهد يا آن است كه فلسفه به صورت قوه نشان مىدهد يا علت حادثه آن است كه به نام خدا ناميده مىشود.
پس در اينجا به امثال آقاى اگوستكنت بايد يادآور شد كه طرز تفكر چهارمى در جهان بوده كه شما از آن بى خبريد.[١]
[١] - مجموعه آثار، ج ١، صص ٤٨٥- ٤٨٧.