تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ٢٨٤
عنصر بسيط را نمىتوان منكر شد زيرا اگر بسيط نباشد مركب هم نيست.
اينجا ممكن است گفته شود كه اين ايراد تنها در تعبير متقدمان بر هگل كه هر سه مرحله را اثباتى مىدانستند وارد است اما بر هگل اين ايراد وارد نيست. بنا به نظريه هگل هر حركت بسيط و مفرد نيز مرحله اثبات، نفى، نفى نفى مىتواند داشته باشد و از اين جهت با مركب فرقى ندارد. اگر ايرادى بر نظريه هگل باشد همان ايراد اول است نه اين ايراد.
پاسخ اين است كه اين اشكال صحيح است در صورتى كه هگليستها حركت را يك امر متصل ممتد بدانند، اما اگر- مثلا حركت بسيط مكانى را- عبارت از يك سلسله دانههاى ريز مكانى كه پهلوى يكديگر چيده شدهاند بدانند مرحله دوم مىتواند نفى اول باشد ولى مرحله سوم تركيب آن دو نخواهد بود.
مثلث (تز، آنتى تز، سنتز) به معنى اينكه شىء از يك حالت بالخصوص به ضد آن حالت كشيده شود و در مرحله بعدى يك حالت متعادل و متكامل كه مشتمل باشد[١] هم بر عناصر ضد اولى و هم عناصر ضد دومى و در عين حال در سطح عالىترى از آن دو قرارگرفته باشد، مطلبى است كه فىالجمله صحيح است ولى نه به صورت يك قانون عمومى و فلسفى كه شامل همه اشيا اعم از بسيط و مركب، ماده و فكر باشد و نه به صورت يك امر دائمى كه الزاما آن حالت متعادل و متكامل نيز به نوبت خود به سوى ضد خود كشيده شود و مرحله عالىترى را طى كند و اين جريان تا بىنهايت ادامه يابد.
مثلث (تز، آنتىتز، سنتز) در بسائط بلكه در مركبات حقيقى كه يك واحد واقعى را تشكيل مىدهد و به اصطلاح داراى يك صورت واحد نوعى است از قبيل واحد گياه و واحد حيوان و واحد انسان، جارى نيست. انسان در سير تكاملى خود چنين نوساناتى را طى نمىكند و در داخل وجود انسان چنان قواى متضادى كه منجر به چنين حركتى بشود وجود ندارد. اين مثلث تنها در مركباتى وجود دارد كه مركب واقعى نيستند بلكه مركب اعتبارى مىباشند و اجزاء آن مركب تأثيرات متضادى در يكديگر مىنمايند از قبيل (جامعه).
اين سير تثليثى از آن ناشى مىشود كه اشيا تأثيرات متضادى در يكديگر دارند و با هم از جهتى در حالت جنگ و نزاع مىباشند. اشيا به حسب طبيعت اولى خود يك سير آرام مستقيم
[١] - فلاسفهاى مانند شلينگ بر خلاف هگل هر سه مرحله را اثباتى مىدانند.