تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ١٧١
جرج بركلى[١] (١٧٥٣- ١٦٨٥ م)
جرج بركلى (باركلى) اسقف انگليسى در سال ١٦٨٥ ميلادى تولد يافته و در سال ١٧٥٣ وفات نموده است.
مطابق آنچه از شرح حال و نظريات وى استفاده مىشود وى از اصحاب حس و فلاسفه (امپيريست) به شمار مىرود، يعنى منشأ همه علوم را حس و تجربه مىداند و به معلومات عقلى و فطرى كه گروهى از فلاسفه اروپا قائل بودند قائل نيست. وى در اين نظريه از دانشمند انگليسى معاصر خودش جان لاك پيروى كرده است، اما در عين حال براى محسوسات، وجود خارجى قائل نيست و منشا احساس را تأثيرات خارجى نمىداند، و براى اثبات اينكه (احساس) دليل وجود خارجى محسوسات نيست خطاهاى حواس را دليل مىآورد.
بركلى براى خود تصورات ذهنى وجود حقيقى قائل است و از همين راه وجود نفس را اثبات مىكند و مىگويد ادراك كننده مىخواهد و آن نفس است.
بركلى چنين وانمود مىكند كه منكر وجود اشيا نيست، لكن مىگويد معناى اين جمله كه مىگوييم (فلان چيز موجود است) اگر درست دقت شود اين است: (من براى او ادراك وجود مىكنم) مثلا اگر بگوييم: زمين هست، آسمان هست، كوه هست، دريا هست و يا آنكه بگوييم:
خورشيد نورانى است و جسم داراى بعد است و زمين مىچرخد، همه صحيح است اما اگر حقيقت معناى اين جملهها را بشكافيم اين است: (ما اين طور علم پيدا كردهايم). پس وجود داشتن يعنى بودن در ادراك شخص ادراك كننده. جرج بركلى با آنكه نظرياتش تماما مبتنى
[١]١ .George Berkli .