تفكر فلسفى غرب (از منظر استاد شهيد مرتضى مطهرى) - دژاكام، على - الصفحة ١٢٢
حكمفرما مىشود و احيانا هر چه زمان مىگذرد نيرومندتر مىگردد. يكى از تفاوتهاى زن و مرد اين است كه براى زن عنصر دوم بيش از عنصر اول اهميت دارد بر خلاف مرد، زناشوئى براى زن بيشتر جنبه معنوى دارد و براى مرد بيشتر جنبه مادى و لااقل جنبه مادى و معنوى زناشوئى براى مرد مساوى است.
گذشته از اينهازن از آن نظر كه پرورش دهنده فرزند در رحم و دامن است حالات روانى مخصوصى دارد كه سخت او را به محبت و عواطف مهرآميز شوهر به عنوان پدر فرزندش نيازمند مىسازد. حتى ميزان محبت زن به فرزندان، بستگى زيادى دارد به ميزان محبت و علاقه مرد به او به عنوان پدر فرزندش و به عنوان عاملى كه موجب به وجود آمدن فرزند شده است. اين نياز زن منحصرا در تك شوهرى بر آورده مىشود.
علىهذا مقايسه چند شوهرى به چند زنى و تصور اينكه فرقى ميان چند زنى و چند شوهرى نيست و علت اينكه چند زنى در قسمتى از جهان معمول و اجرا شده است اين است كه مرد زورمندتر بوده است و علت اينكه زن نتوانسته است چند شوهرى را به عنوان يك امتياز براى خود حفظ كند ضعف و ناتوانى زن بوده است، اشتباه فاحش است.[١]
[١] - همان، صص ٣٤٩- ٣٥١.