نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٧٩ - بخش دوم منابع نخستين تفكر
١. هر معلوم تصديقى اگر پيدا و بديهى نباشد نيازمند به دليل خواهد بود، دليل مذكور نيز يا خود بديهى است كه بنابراين مطلوب ثابت است، يا متكى بهدليلى ديگر است، اگر اين سلسله را پايانى نباشد، دليلى بر هيچ معلوم تصديقى نخواهيم داشت، كه نتيجه آن فرو ريختن بناى علم و معرفت بشر است، پس ناگزير سلسله را پايانى خواهد بود، كه همان معلومات تصديقى خود پيدا و مستغنى از دليل است.
٢. پيدايش معلوم تصديقى حقيقى (يعنى معلوم تصديقى واقعى كه كاشف از خارج و حاكى از واقعيتى باشد) بدون علّت همچون پيدايش ساير حقايق حادث هستى محال و ممتنع است و باتوجه به اينكه:
الف) بسيارى از معلومات تصديقى ما كلى مىباشند (بلكه در علوم و معارف آنچه مفيد و با ارزش است تنها معارف و معلومات كلى است)
ب) علت هميشه بايد دربرگيرنده معلول باشد بنابراين علل اين معلومات تصديقى كلى بايد معلومات كلّى باشند.
ج) از برون راهى براى بهدست آوردن معارف كلى وجود ندارد، زيرا تنها راه تماس ما با جهان برون حواس ما است كه به هيچوجه توانايى درك كليات را ندارد.