نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٠ - ب) ارزش شناخت در فلسفه ماركسيسم
دانسته، و ماترياليسم ديالكتيك را تنها فلسفهاى مىداند كه بر مبناى رئاليسم حقيقى استوار است. و از همين رهگذر واژه ايدهآليسم را توسعه داده و آنرا شامل هرگونه اعتقاد به واقعيت غيرمادّى مىداند.
ب) حقيقت از ديدگاه ماركسيسم:
ماركسيستها در تعريف حقيقت مىگويند:
«در ماترياليسم ديالكتيك حقيقت آن معلوماتى درباره شيى است كه شيى را بهدرستى منعكس مىسازد و با آن انطباق دارد»[١].
در كتاب مبانى و مفاهيم ماركسيسم آمده است:
«حقيقت عبارت است از بازتاب درست جهان عينى در جهان ذهنى»[٢].
آنچه از اين متون در رابطه با تعريف حقيقت بهدست مىآيد اين است كه حقيقت بهمعناى مطابقت انديشه با جهان خارج است، بنابراين ماركسيسم از آنجا كه خود را يك فلسفه واقعگرا مىداند به واقعيتى برون از انديشه ما معتقد است، و صحّت و حقيقت داشتن انديشه را در گرو انطباق آن با واقعيت برونى مىداند.
[١] . اصول فلسفه ماركسيسم، ص ١٣٦.
[٢] . مبانى و مفاهيم ماركسيسم، ص ٦٠.