نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٩ - ب) ارزش شناخت در فلسفه ماركسيسم
«در ماترياليسم ديالكتيك حقيقت آن معلوماتى درباره شيى است كه شيى را بهدرستى منعكس مىسازد و با آن انطباق دارد»[١].
همچنين مىگويد:
«ايدهآليستها برآنند كه حقيقت ذهنى است و بستگى به انسان دارد انسان خود حقيقت بودن معلومات خود را تعيين مىكند و در اين كار وضع واقعى اشياء را بهحساب نمىآورد، ماترياليسم ديالكتيك با تكيه بر كاميابىهاى علوم و پراتيك انسانى طى قرون متمادى بر آن است كه حقيقت عينى است، از آنجا كه حقيقت انعكاس دنيايى عينى است كه حقيقت انعكاس دهنده آن است»[٢].
بنابر آنچه در اين متون ملاحظه مىشود، ماركسيسم هرگونه ايدهآليسم را بهطور قاطع نفى كرده و مدعى است تصورات و انديشههاى انسان بر مبناى علم و تجربه، واقعيت جهان را آنگونه كه هست منعكس مىنمايد.
ماركسيسم نه تنها مدّعى فلسفه كاملًا رئاليستى است بلكه با شيوهاى مغالطه آميز رئاليسم را با ماترياليسم مساوى و ماده را با واقعيت برابر
[١] . همان، ص ١٣٦.
[٢] . همان، ص ١٣٦.