نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٩٩ - الف) تشريح و تحديد موضوع بحث
٣. تغيير واژهها در اين بحث هيچ تأثيرى ندارد، آنچه مسلم است ما دو چيز داريم:
يك) چيزى كه مورد شناسايى قرار مىگيرد كه از آن به «واقعيت» يا «موضوع شناخت» تعبير مىكنيم، شناخت انسان نسبت به موضوع شناخت مانند دريچهاى است كه از فضاى علم و آگاهى انسان بر آن شئ باز مىشود. اگر از موضوع شناخت با واژه ديگرى تعبير شود در لفظ و واژه آن بحثى نداريم.
در اينجا تذكر اين نكته لازم است كه «موضوع شناخت» يا واقعيت مورد شناسايى ممكن است موجودى مادّى باشد كه ظرف وجودش خارج است همانگونه كه در علوم طبيعى چنين است، و ممكن است موجودى غير مادّى باشد كه ظرف وجودش ايضاً خارج است چنانكه در علوم الهى چنين است، و ممكن است يك امر اعتبارى عقلى (يعنى اعتبارى كه منشأ خارجى دارد و قرار دادى نيست) باشد كه ظرف وجودش عالم «نفس الامر» يا عالم «اعتبار عقلى» است چنانكه در علوم رياضى چنين است، و ممكن است يك امر اعتبارى قراردادى باشد كه ظرف وجودش عالم «فرض و اعتبار قراردادى» است، و در هر صورت موضوع شناخت در ظرف خودش واقعيت خاص خودش را مستقل از معرفت و شناخت داراست.
دو) خود «شناسايى»، از آنجا كه شناسايى حقيقتاً هنگامى تحقق مىپذيرد كه صورتى مطابق با موضوع شناسايى «واقعيت»