نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٧١ - ٣ نظريه حسى
انديشههايى كه از راه احساس بهدست نيامده باشند وهم و پوچ هستند و از دايره علم و معرفت خارجند.
بنابر نظريه حسّى سرچشمه كلّيه معارف و تصوّرات انسانى احساس است، و تصرّفى كه ذهن انسان در يافتههاى حسّى انجام مىدهد تنها در حدّ تجزيه و تركيب و تجريد و تعميم است. فعاليتى كه ذهن در تجريد و تعميم انجام مىدهد تنها در اين حد است كه خصوصيات و ويژگىهاى تصوّرات جزئى را كه بهوسيله احساس بهدست آمدهاند از جوانب مشترك آنها جداسازى مىكند، كه در نتيجه اين جداسازى، خود بهخود مابه الاشتراكها بهعنوان تصوّرات كلّى در ذهن نمودار مىشوند[١].
بنابراين ذهن توانايى توليد و ابداع تصوّرات و انديشههاى جديد ندارد بلكه محدوده فعاليت ذهن تنها در حدود تصرّف و تركيب ميان يافتههاى حسّى است، و انديشهاى كه از راه احساس بهدست نيامده باشد براى ذهن وجود ندارد.
[١] . بنابراين در تجزيه و تركيب و تجريد و تعميم ذهن فعاليت مفهومسازى ندارد، و خلاصه آنكه ذهن هيچگونه قابليت توليد مفاهيم جديد را دارا نمىباشد، بر خلاف نظريه فلاسفه اسلامى كه« انتزاع» را نوعى توليد مفاهيم جديد توسط ذهن مىدانستند و از همين رو تجريد و تعميم در نزد فلاسفه اسلامى معنايى عميقتر از آنچه حسّيون مىپندارند دارد.