مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٣ - توحيد در عبادت
بعبادت بوسيله حرف (فا) بر ربوبيت متفرع شده، يعنى چونكه او رب است، پس او را عبادت كنيد. آيه پانزدهم نيز بهمين مطلب اشاره دارد.
در آيه دوازدهم امر به عبادت، متفرع بر ربوبيت و خالقيت همه اشيا گرديده است.
و به عبارت ديگر ربوبيت جهت تحليلى حكم است. و از آيه سيزدهم بدست مىآيد كه خالقيت جهت تقييديه (جزء موضوع) حكم مىباشد و احتمال دارد كه تنها عنوان مشير به نفس موضوع باشد، به قرينه آيه دوازهم كه دلالت دارد، خالقيت جهت تعليلى مىباشد.[١]
پس اگر تذلل در برابر غير خدا به اين انگيزه نباشد، عبادت شرعى و قرآنى محقق نمىشود تا حرام باشد. يا بالاتر كه بدرجه شرك برسد.
٢- هفت آيه مباركه اول، تذلل براى موجودى را كه نه ضرر ميرساند و نه منفعت و نه روزى ميدهد و نه انسان را بخداوند نزديك مىگرداند، عبادت او بحساب آورده و مفهوم از آيات متبركه اين است كه چنين عبادتى نه تنه حرام است كه موجب شرك فاعلى هم ميشود.
سوال و جواب:
سوال: پس آيا بين دو دسته آيات تناقض وجود دارد، كه يك دسته عبادت را مقيد ميكند بفرض خالق و رازق بودن و رب بودن، و معناى آنها
[١] - در عقليات جهات تعليليه به جهات تقييديه بر نمىگردد، ولى آيا در تعبديات هر دو يكى ميشود يا نه. بعيد نيست كه يكى شوند يعنى ربوبيت هم علت عبادت است و هم جزء موضوع آن.