مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٦ - نقد دموكراسى
كمسواد و يا بىسواداند راى مىدهند، چنين وكالتى از نظر عقلانى چه ارزشى دارد؟ و توكيل مذكور باطل است.
واقعيت اين است كه در نمايندگان قوه مقننه بايد تخصص در يكى از علوم فقه اسلامى، حقوق، يا حداقل در يكى از علوم انسانى و نيز تخصص در يكى از علوم تجربى شرط شود تا بتوانند نواقص لوايح پيشنهادى دولت را كه نوعا از طرف كارشناسان دولتى به مجلسين ارايه مىشود، برطرف نمايند.
چهارما: ميليونها جوان كه به مصالح ملى و كشورى بهتر از افراد پير فرسوده آگاهى دارند به بهانه اينكه ١٨ ساله نشده، از راى دادن در سرنوشت خود محروم هستند و آراى ديگران بر آنان تحميل مىشود.
اين ديكتاتورى است نه دموكراسى، بلكه اطفال، مجانين و امثالهم، هم بايد توسط اولياى قهرى خود حق راىدهى را داشته باشند. وگرنه مفهوم اكثريت صدق نمىكند.
پنجما: يكى از دانشمندان غربى در اعتراض بر دموكراسى مىگويد:
مثلا گفته مىشود دموكراسى در سه مفهوم متفاوت (حكومت اكثريت)، (حكومت قانون) و (تعدد گروهاى قدرت) به كار رفته است به عقيده برخى «ميان اين سه برداشت تعارضاتى وجود دارد كه موجب ابهام در معانى دموكراسى شده و همين ابهام زمينه تعابير گوناگون از دموكراسى در قرن بيستم را فراهم آورده است.