مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦ - فايده دوم بى دينى مدرن
فكرى و عملى، آنان را در داخل دين اسلام همانند اختلافات ساير مجتهدين قابل قبول يا تحمل دانست؟
نگارنده فكر نمىكند، دانشمندان متدين در اين مقام جواب مثبت داده بتوانند، مسلما روشهاى مذكور را بيرون از دين مىدانند كه مسلما حق بجانب آنان مىباشد. در اينجا بد نيست نظر كوتاهى به اصول مذكور بيندازيم تا صحت و سقم آنها را بدانيم.
در مورد اصل اول؛ نمىشود كه الفاظ قرآن مخلوق ذهن حضرت پيامبر (ص) باشد. به دلايل زير توجه كنيد:
اولا، آيات زيادى وجود دارد كه از نظر عقلى و يا علمى در سطح بسيار بالايى است كه مناسبتى با ذهن و تفكر يك مرد بىسواد و بزرگ شده در محيط خرافاتى و جاهلانه مكه مكرمه كه مركز شرك و بتپرستى بوده، ندارد. اين آيات زياد است، بطور نمونه به آيات زير توجه كنيد:
١- قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (قانون عمومى تكامل اشيا)
٢- أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ. آيه به بطلان معلول بى علت و بطلان دور اشاره مىكند.
٣- إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ. اين آيه در عصر ما بوسيله علوم تجربى حقيقت آن خوب فهميده مىشود.