مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥ - فايده دوم بى دينى مدرن
٧- سنت (يعنى احاديث نبوى) كهنه شده و متعلق به تاريخ است و بهيچ وجه شايستگى هدايت زندگانى مسلمانان را در عصر علم و كمال ندارد، مگر در موارد اخلاقيات و زندگانى شخصى فى الجمله.
٨- وضع قوانين بايد بر مبناى اصول پذيرفته شده در جهان امروزى (مقبولات غربيها) قرار گيرد، و دين در زندگانى شخصى و با اختيار خود مردم مورد عمل قرار گيرد؛ و دين در زندگانى شخصى و با اختيار خود مردم مورد عمل قرار گيرد؛ البته نه بخاطر حقانيت آن كه از جهت احترام به عقايد متدينين و در محدوده آزاديهاى فردى.
٩- فقه مدون از طرف مذاهب اسلامى كهنه شده و نبايد در امور سياسى و اقتصادى و فرهنگى و نظامى جامعه مداخله نمايد و اين حكومتها هستند كه حق قانونگذارى مطابق ارزشهاى جهانى (غرب) را دارند.
ممكن است جمعى از معتقدين به پارهاى از اين اصول، نماز بخوانند و روزه بگيرند و به نبوت پيامبر ايمان هم داشته باشند، نمىشود كه همه را بدون استثنا بىدين دانست و تناقض در عقايد و اعمال به علت ناآگاهى امكانپذير است.
خواننده عزيز و دانشمند! اگر كسى چنين برخوردى با اسلام داشته باشد و به روشهاى نهگانه اى كه ذكر كرديم، نظرا و عملا پابند باشد، مىشود او را مسلمان دانست؟ آيا مىشود ادعا كرد اين گونه افراد به نبوت و شريعت آسمانى حضرت محمد (ص) ايمان دارند و ممكن است اختلافات