روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦ - آراى ديگران در اين مسأله
فرويد بدنباله اين ادعايش مىگويد: نه در تاريخ بشر و نه در تاريخ فرد تصورات ابتدائى خوب و بد وجود ندارد و اين تصورات منحصرا از محيط اجتماعى پديدار مىشود.
نگارنده مىگويد: فطرى بودن وجدان اخلاق محتاج به تأمل و اقامه دليل است.
اگر مراد از فطرى بودن همان حكم عقل عملى است كه اعتباريست ما بعد الاجتماع و براى مصلحت عمومى همه افراد پذيراى امورى شدهاند كه قابل ترديد نيست و بايد آنرا پذيرفت و اگر مراد اين باشد كه ميل به خوبىها در سرشت و فطرت آدمى بوديعت گذاشته شده كه حتى بدور از تأثير تربيت در روان آدمى شكوفا است و همچون حب بذات ماقبل الاجتماع است، بايد آنرا بدون دليل و برهان ذكر ننمود كه پذيرفتنى نيست.
آنچه نگارنده عاجلا از قرآن مجيد استفاده نموده اينست كه خداوند خوبى و بدى را بنفس آدمى نمايانده است فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها و هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ و از اين دو آيه بر نمىآيد كه آدمى به تقوى و نجد خير (راه خوب) فطرتا علاقه دارد بلكه ممكن است از دو آيه ديگر استفاده شود كه ميل انسان به شر بيشتر از ميل او بخير است:
١- وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ انسان (بطبع اولى خود) در زيان است مگر آنانيكه ايمان آوردهاند و كارهاى خوب انجام