روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٩ - شقاوت و سعادت
شقاوت و سعادت
جمعى از دانشمندان شقاوت و سعادت را ذاتى افراد انسان مىدانند و تكاليف آسمانى را نسبت به انسانهاى سعيد و خوشبخت براى تاكيد و نسبت به اشقيا براى اتمام حجت مىدانند. صاحب كفايه اين مطلب را دركتاب كفايه الاصول بيان داشته است.[١] ولى شقاوت و سعادت معلول اطاعت و عصيان است نه علت آن و ذاتى بودن اين دو صفت از نظر عقل باطل است زيرا اگر مراد از ذاتى، ذاتى باب برهان باشد بايد در همه افراد يكسان باشد. يا همه شقى باشند و يا همه سعيد و تخلف آن محال است در حالى كه ما بالعيان مىبينيم كه گاهى شقى سعيد مىشود و گاهى سعيد شقى و اگر ذاتى باب ايساغوجى باشد لازم مىآيد كه دو فرد خوب و بد مختلف الحقيقه باشند كه بطلان آن احتياجى به اثبات ندارد.[٢]
بنابراين سرنوشت انسانها و شخصيت آنها به تعليم و تربيت بسته است و ساير عوامل شخصيت عبارتند از محيط، توارث، ساختمان جسمى و روحى، ترشحات غدد، غذا، مطالعه و غذاى
[١] - احتمال مىرود كه او در اين نظريه تحت تأثير حكيم لاهيجى در گوهر مراد و غيره قرار گرفته باشد.
[٢] - بجزء دوم صراط الحق درين مورد مراجعه شود.