روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - ١٢ - حالات دل يا قلب
١٢- حالات دل يا قلب
شبههاى نيست كه آدمى بجز از بدن مادى جوهر نورانى ديگرى هم دارد كه بنامهاى نفس، روح، قلب، جان و روان ناميده مىشود[١]. بر خلاف انكار ماديين، آدميت آدمى و مركز كمالات و ترقى و تنزل او همان جوهر غير محسوس اوست، چه مجرد باشد كه دلايل آن در كتابهاى فلسفه ذكر شده و چه جسم لطيف كه جمعى از متكلمين به آن معتقدند.[٢]
چنانكه علم طب مربوط به بدن آدمى است علم اخلاق مربوط بروح او مىباشد، گو اينكه تأثير و انتقال بعضى از حالات روح و بدن بيكديگر قابل انكار نيست.
[١] - في الصحيح سال عبداللّه بن سنان الصادق( ع): الملائكة افضل ام بنو آدم؟ فقال: فقال امير المؤمنين( ع) ان اللّه ركب في الملائكة عقلا بلا شهوة و ركب في البهائم شهوة بلاعقل و ركب في بني آدم كلتيهما فمن غلب عقله شهوته فهو خير من الملائكة و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم( ص ١٦٤ ج ١١ الوسائل)
على( ع) مىفرمايد: ملائكه عقل دارند و بهائم شهوت و اولاد آدم هم عقل دارد و هم شهوت اگر عقل او بر شهوتش غالب شد بهتر از ملائكه است و اگر شهوت او بر عقلش چيره شد شريرتر از بهائم است.
[٢] - تجرد نفس بر خلاف پندار بعضى از مفسرين و اهل معقول از قرآن مجيد استفاده نمىشود چنانچه جسمانيت آن نيز از قرآن استفاده نمىشود و بحث بايد روى دلايل عقلى استوار گردد و ادعاى اجماع بر نفى تجرد مضحك است، به تفسير موضوعى نگارنده بنام( فوايد دمشقى) مراجعه شود.